فیلم به صورتی خاص امیلی را قدیسهای نشان میدهد که حضورش در سرزمین بحرانزده، مایه تسلی شهروندان کشور بحرانزده است.
نمونه شاخص دیگر، فیلم الماس خونین ادوارد زوئیک است. دنی آرچر(لئوناردو دی کاپریو) تاجر الماس طی حوادثی خونین زمینه رهایی سالمون وندی(جایمن هانسو) و فرزندش را فراهم میکند و بشردوستی آمریکاییاش ناگهان متبلور میشود و قید به دست آوردن قطعه الماس بزرگی را به قیمت نجات سالمون و فرزندش میزند. مصداق دیگر از این بشردوستی نمایشی را میتوان در فیلم فراتر از مرزها (مارتین کمپل) جستجو کرد. سارا جردن (آنجلینا جولی) زندگی سرخوشانهای در قلب لندن دارد. ناگهان دکتر کالاهان(کلایوو اون) موجب تحول جردن غرق در ثروت و خوشی میشود و شاخکهای بشردوستانهاش میجنبد و او را به سرزمینهای بدوی آفریقایی میکشاند.
شاید نمونههای ذکر شده از شمایل سینمایی بشردوستانه آمریکایی یکی از هزاران است که صرفا جهت اشاره و اطلاع عنوان شد. این الگوی روایی و محتوای مدنظر در اغلب آثار آمریکایی که در فرامرزهای این کشور ساخته شده در نوع شخصیتسازی و شخصیتپردازی رایج است. الگوی شخصیتسازی مورد اشاره، منتج از فرهنگ منجینمایی برآمده از «تمدن لیبرال دموکراسی و مواهبش» است.
در مقابل ساختار فرامرزی و به ظاهر بشردوستانه هالیوودی، سینمای ایران چندان رغبتی ندارد که از مرزهای کلانشهر تهران عبور کند تا مدل شهروند جهانی را با الگوهای بشردوستانه ایرانی به دنیا معرفی کند. چنین صورتگری و شخصیتسازی در سینمای ایران به تعداد انگشتان یک دست هم نمیرسد. برای روشنتر شدن موضوع کافی است به چند نمونه ایرانی اشاره کنیم. فیلم بدون مرز(امیرحسین عسگری)، فیلم تنهای تنهای تنها(احسان عبدیپور) و فرزند چهارم (وحید موسائیان) تنها نمونههای خاص سینمای بشردوستانه ایرانی هستند. آثار مذکور از حیث دراماتیک یک ویژگی خاص و مشترک دارند. شخصیتهای اصلی این آثار در مواجهه با دیگر شهروندان، از ملل دیگر حاضر به جانثاری و ازخودگذشتگی انسانی هستند. ویژگی خاص دراماتیکی که در ابتدای این سطور روش پرداخت آمریکایی آن کاملا تشریح شد.
با این تفاسیر، فرزند چهارم وحید موسائیان با همه عیوب تکنیکی و محتوایی فیلم پیشرویی محسوب میشود. پیشرفت از این جهت که تصویری صادقانه از بشردوستی واقعی ایرانی در فرامرزها را نمایش میدهد. رخدادی مبتنی بر حقیقت که عموم مردم از انجام و سرانجام آن مطلع نیستند.
نکته جالب اینجاست که بشردوستی ساری و جاری در متن فیلم فرزند چهارم، عافیتطلبی آمریکایی را چاشنی شخصیتهای اصلیاش نکرده است. از این جهت نقشهای اصلی محوری بشدت قابل تامل و تعمق هستند؛ شخصیتهایی که بقدری ملموس و واقعی ساخته شدهاند که موجب برانگیخته شدن عواطف مخاطب میشود.
داستان «فرزند چهارم» روایت سفر سه شخصیت اصلی فیلم به سومالی بحرانزده است. منظور از سومالی همان سومالی بحرانزدهای است که در فیلمهای کاپیتان فیلیپس (پل گرین گراس) و سقوط شاهین سیاه (ریدلی اسکات) تصویر شده است.
شخصیت اول فیلم فرزند چهارم که با نریشن (گفتار متن) ابتدایی و انتهایی با وی آشنا میشویم رویا اسفندیاری(مهتاب کرامتی) است. بازیگر سرشناسی که پس از کش و قوسهای فراوان در زندگیاش، پس از سقط شدن فرزند هفت ماهه و جدایی از همسرش به حرفه عکاسی روی آورده و از جهان بازیگری فاصله گرفته است. رویا تصمیم دارد ایثار پیشه کند و روزه بشردوستی بگیرد و خودش را درعشق ورزیدن به محرومان غرق کند. دوربین برایش حکم سلاحی دارد تا کاستی را با زبان تصویر و عکس به فضای نه چندان دور از دسترس رسانه منتقل کند و بههمین دلیل در سفر پرمخاطرهای به سومالی پای میگذارد تا از رنج سیاهان در گنج نشسته، عکس تهیه کند.
شخصیت بعدی فیلم «مظفر» میانسال است، صاحب کارخانه ورشکسته کفش مظفر که او نیز مانند رویا در حسرت داشتن فرزند است و این آرزو را باید در واپسین روزهای عمرش فراموش کند. او باقیمانده کفشهای کارخانهاش را به سومالی میبرد تا علاوه بر پخش آنها برادر همسرش، ابراهیم(حامد بهداد) را به میهن بازگرداند .
«ابراهیم» از اعضای هلال احمر است که مدت بسیاری است در این کشورزندگی میکند و شهروندان سومالیایی از خدمات پزشکی وی بهره میبرند. ابراهیم ایدهآلگرا، بشر دوستی شبیه دکتر کالاهان(کلایوو اون) فیلم فراتر از مرزهاست که پنج سال زندگیاش را وقف مردم آفریقای شمالی کرده است.
رویا و مظفر در صحرا گم میشوند و همانطور که فیلم اشاره میکند گمگشتگی و معجزهای که در نقطه عطف فیلم رخ میدهد ارجاعی تعمدی به پرواز فونیکس(رابرت آلدریچ) است و تعمدا با اشاره مستقیم، این ارجاع از زبان رویا شنیده میشود. استیصال شخصیتهای اصلی و همنشینی با ساکنان سیاه صحرا، تعمدا شباهتهای نزدیک و قرینهای با برگردان سینمایی رمان همینگوی، برفهای کلیمانجارو (هنری کینگ) دارد و تعمدا اجرای مهدی هاشمی و میزانسنهای فیلم یادآورگری گوری پک است. اما موقعیت فرامتنی بشردوستانه مهتاب کرامتی و نقشی که در متن فیلم اجرا میکند این فرصت را در اختیار هر منتقدی قرار میدهد که او را با آنجلینا جولی فراتر از مرزها (مارتین کمپل) قیاس کند.
فیلم فرزند چهارم وحید موسائیان با همه مواهب محتوایی، فرم دلپذیری ندارد. تماشاگری شانس میآورد که فیلم را از تلویزیون تماشا میکند و محتوای فیلم برایش دلپذیر است، اما وقتی فیلم را روی پرده بزرگ تماشا میکنید یک لانگ شات دلچسب شبیه فیلم فرار از مرزهای مارتین کمپل در آن نمیبینید. در صورتی که فراتر از مرزها هر تغییر جغرافیایی را با یک نمای مستر و باز نمایش میدهد. با این محتوای فیلم فرزند چهارم با توجه به ابعاد فرمی، فیلمی متوسط و تلویزیونی است.
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در گفتگو با جام جم آنلاین مطرح کرد
در یادداشتی اختصاصی برای جام جم آنلاین مطرح شد
گفتوگوی عیدانه با نخستین مدالآور نقره زنان ایران در رقابتهای المپیک
رئیس سازمان اورژانس کشور از برنامههای امدادگران در تعطیلات عید میگوید
در گفتوگوی اختصاصی «جامجم» با دکتر محمدجواد ایروانی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بررسی شد