حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
او وسایل تمرین را از قطعات و ابزارهای دور ریختنی اطراف همین ساختمان درست کرد. مثلا وزنههای تمرین مربوط به چرخ دندههای آسانسوری است که هیچ گاه نصب نشد.
حدود 3000 نفر (تقریبا 750 خانواده) در این برج زندگی میکنند. مسکن، یکی از مشکلات اصلی ساکنان کاراکاس است و هر خانه خالی بسرعت پر میشود. بنا بر گزارشهای موجود، 70 درصد جمعیت این شهر در واحدهایی زندگی میکنند که خودشان با وسایل ابتدایی درست کردهاند.
این برج ابتدا تنها یک محل ساخت و ساز بود و آسانسور، آب یا برق نداشت. اما طی این سالها خانوادههای بیشتری وارد آن شده و هم اکنون شبیه یک روستاست؛ یک جامعه کاملا خود ساخته بر فراز ابرها. این برج اقتصاد مخصوص به خودش را دارد. در هر طبقه، مغازههای مختلفی مثل فروشگاه مواد غذایی یا آرایشگاه دارد. در کنار این برج یک پارکینگ وجود دارد که آن هم نیمهتمام است. به دلیل اینکه آسانسوری وجود ندارد، ساکنان، خدمات تاکسی در این پارکینگ ایجاد کرده که برای حمل و نقل آنها و وسایلشان مورد استفاده قرار میگیرد. مهارت و ابتکارهای به کار رفته در این برج باور نکردنی است.
طی چند سال گذشته چند بار به این برج رفتم. البته ورود به آن بسیار سخت است؛ سیستم امنیتی شدیدی از سوی ساکنان برقرار شده و دسترسی به آن دشوار است. کمکم با برخی از آنها آشنا شدم و توانستم قسمتهایی از این برج را ببینم. آنها به آنچه به دست آوردهاند افتخار میکنند؛ چون همه چیز را با دستان خودشان درست کردهاند.
این عکس، هم عجیب و هم جالب توجه است. شما افرادی را میبینید که در غروب آفتاب در حال تمرین کردن هستند و در طرف دیگر، تکه آهنهایی را میبینید که نمای این برج است. این افراد در چنان آسایشی هستند که شاید برای ما ناآشنا باشد. اولین سوالی که به ذهن شهروندان غربی میآید این است که آیا این مکان امن است؟ جواب غربیها منفی است، اما ساکنان آن نظر دیگری دارند.
ساختمانها موضوع و سوژه اصلی و مهم من است. همکاران من معمولا طراحانی هستند که از من برای عکس گرفتن از ساختمانهای جدیدشان دعوت میکنند. اما علاقه اصلی من، این جوامع خود ساخته است. سعی میکنم این عکسها چیزی فراتر از ساختمانهای شیک و مجلل باشد. سعی میکنم برای هر ساختمان، داستانی مجزا درست کنم.
طی سال گذشته، نام برج دیوید بارها در اخبار شنیده شد. گزارشهایی مبنی بر این وجود داشت که دولت به دنبال تخلیه این برج است و قصد دارد به ساکنان آن، خانههایی در بیرون شهر پیشنهاد کند. چند هفته پیش بار دیگر به کاراکاس بازگشتم. نتوانستم داخل برج شوم، اما وقتی از بیرون نگاه کردم هنوز مشخص بود که مملو از مردم است. اعتراضات گستردهای به وجود آمده است. من شک دارم ساکنان این برج برای مدتی طولانی در آنجا ساکن باشند.
درباره عکاس
تولد: سال 1975 در شهر آلکمار، هلند
فراز: عکسهایی از شهر نیویورک که پس از توفان سهمگین سندی، روی جلد مجله نیویورک کار شد.
فرود: هنگامیکه از مدرسه هنر بیرون آمدم.
راوی: کارین اندرسون ـ گاردین
مترجم: حسین خلیلی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....