علی گفت: مامان جون دستور پخت یک کیک را در درس زبان یاد گرفتم میخواهم بپزم!
مامان گفت: بدون اجازه؟ نه اصلا کارت درست نیست پسرم. اول باید با من هماهنگ میکردی و اجازه میگرفتی.
مامان به سمت کاسهای که علی مشغول هم زدن بود آمد و گفت: ای وای چرا تخممرغها را با پوست انداختی.
علی کوچولو سرش را پایین انداخت و گفت: نمیدونستم... بلد نبودم.....
مامان گفت: پسرم قبل از هر کاری اول بپرس. حالا بیا با کمک هم درست کنیم.
ابتدا باید هر چیزی که لازم داری را آماده کنی و به ترتیب بریزی در ظرف و هم بزنی و بعد از آن در ظرف مخصوص قرار دهی و در فر بگذاری تا بپزد.
علی با کمک مادرش مشغول آشپزی شدند. مامان مهربان علی ابتدا دو تا پیشبند تمیز و قشنگ آورد و برای خودش و علی بست و بعد با کمک همدیگر موادی که لازم داشتند را تهیه کردند و ظرفی که میخواستند داخل فر قرار دهند را روی میز گذاشتند. و بعد مشغول هم زدن تخممرغها شدند و بعد از آن شکر و شیر را اضافه کردند و در مرحله آخر آرد را ریختند و خوب هم زدند.مادر از علی کوچولو خواست که مایه به دست آمده را در ظرف فر بریزد و در داخل فر قرار دهد. علی خیلی خوشحال بود از اینکه توانسته است درست کردن یک کیک خوشمزه را یاد بگیرد.
بعد از مدتی مامان گفت علی جان کیک آماده شده بیا به کمک هم برشش بدهیم.
آن روز علی یاد گرفت که چطور با کمک مادرش کیک درست کند و اینکه بدون اجازه کاری انجام ندهد.
دوستان شما هم با کمک مامانهای خوبتون یک کیک خانگی خوشمزه درست کنید و از خوردن آن لذت ببرید.
گلنوشا صحرانورد