خانواده، مهمترین نهادی است که خیلی از عادتهای رفتاری رایج در آن تا پایان عمر با فرد باقی میماند. سبک زندگی که در خانواده ما رایج بوده است، ناخودآگاه در بزرگسالی هم ما را متاثر از خود میکند.
با ورود به مدرسه و دانشگاه هم سبک تغذیه و سبک برخورد ما با مشکلات جسمی و روانی، چندان تفاوت محسوسی نمیکند و تقریبا همان سبک زندگی را ادامه میدهیم که از خانواده یا دوستان خود وام گرفتهایم.
در مراکز آموزشی ـ حتی در مراکز آموزش عالی ـ هم به موضوع سواد سلامت توجه چندانی نمیشود و در واقع، بدرستی آموزش نمیبینیم که چه نوع سبک تغذیهای را دنبال کنیم. یا حداقل آموزش نمیبینیم که برای بیمار نشدن، باید چه فعالیتهای پیشگیرانهای را انجام دهیم.
«سواد سلامت» مجموعهای از دستورالعملها و رفتارهایی است که در نهایت به زندگی سالمتر افراد ختم میشود.
این کار هم در نهایت به نفع خود شهروندان خواهد شد و هم در سطحی کلیتر، به نفع نظام سلامت میشود.
در صورتی که فردی از راه و رسم خودمراقبتی آگاه باشد و بداند که چطور میتواند در مقابل هجمه بیماریها بایستد، این فرد در وهله اول هم به خودش لطف میکند و از زندگی سالمتری برخوردار خواهد شد و هم هزینههای نظام سلامت برای یک فرد سالم، بسیار کمتر از یک بیمار خواهد بود.
با توجه به اینکه طرح تحول سلامت در سال 94 ادامه خواهد داشت و این طرح پرهزینه میخواهد در نهایت به ارتقای سطح بهداشت و درمان کشور کمک کند، خودمراقبتی و ارتقای سطح سلامت افراد میتواند هزینههای این طرح کلان را کاهش دهد و بار هزینهها را از روی دوش نظام درمان بردارد.
نباید فراموش کنیم که وقتی میگوییم گروه زیادی از ایرانیها با مبانی سواد سلامت آشنا نیستند، این اتفاق هیچ ربطی به مدرک تحصیلی افراد ندارد. در صورتی که رسانهها و نهادهای فرهنگساز دست به کار شوند و مجموعه مسئولان نظام سلامت هم روی آموزش خودمراقبتی به افراد، وقت بیشتری بگذارند، در این صورت شکی نیست امید به زندگی در کشور ما افزایش پیدا میکند و از گسترش بیماریهای غیرواگیر در کشور هم کاسته خواهد شد.
امین جلالوند / گروه جامعه
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)