زنی حامله، مردی مشهور اما شکست خورده در عشق، یک قرار ملاقات، یک خلاف کوچک رانندگی، یک موقعیت مردانه برای یک زن و... تازه توصیفها هم آنقدر جزئی نیست که فکر کنی دارد با کلمات بازی میکند و ادبیات از موقعیت پیشی گرفته و کلمات آن را متفاوت کرده است. با این همه کمی که پیشتر میروی میبینی که نه، او هم مثل هر نویسنده کار درستی، شبیه هیچکس نیست جز خودش. او تنها میداند که چگونه در یک لحظه تمام آن پیشساختههای تکراری را که خود توصیف و دوبارهسازیاش کرده فروبریزد و چیز تازهای خلق کند که یک نقطه شکوهمند و منحصر به فرد دارد. اغلب این خصوصیت مهم را گاوالدا در روابط به دست میآورد.
در روابطی تازه و متفاوت که در طرحهای کلی و عادی رابطه شکل میگیرد.
روابط انسانها را مجموعهای از عواطف شکل میدهد، رابطه براساس وابستگی، عشق، جذبه، الهام، نفرت، کار و... اینها طرحوارههای کلی و آشنایی است که در هر داستانی دستکم یکی از آنها وجود دارد.
اما آنچه تازه و متفاوت است در گاوالدا، کشف ساخته شدن، شکل گرفتن و فهم و دریافت متفاوت از این روابط است، به گونهای که با یک رفتار، واکنش یا لحظه یا حس به کل متفاوت از شناخت پیشینی ما میشود. موقعیتهای گاوالدا در یک «آن» شکلی متفاوتی از آشنایی، دوست داشتن، دوست داشته شدن و درک متقابل یا سوءتفاهم را منتقل میکنند.
یکی از دلایل موفق شدن گاوالدا برای اینکه داستانهایش را به این مسیر دلچسب و دوستداشتنی برساند سیالیت آنها بین ذهن راوی و واقعیت موجود است.
ذهنیت راوی بخشی از داستان است، بخشی از روایت و فلسفهای که در اثر جاری است بدون ذهن راوی داستان مسیری ساده دارد اما حتی اگر روایت دانای کل باشد، راوی در داستان دخالت و حال و هوای آن را معین و نهانیترین حالات شخصیتها را افشا میکند.
بتازگی از آنا گاوالدا مجموعه داستان «کاش کسی جایی منتظرم باشد» توسط نشر ماهی و با ترجمه ناهید فروغان به چاپ رسیده است. این مجموعه که پیشتر توسط نشر قطره هم چاپ شده بود، در قطع دوستداشتنی جیبی و در مجموعه جذاب کتابهای جیبی که داستانهای بسیار خوبی آن را تشکیل میدهند به چاپ رسیده است و خواندنش با همه تشویشها و شور و عشقها آدم را آرام میکند. آرام از عشق، اندوه و لحظهها که همه چیز است.