با چنین شرایطی همه باید امیدوار باشیم این دو ارتباط مستقیمی با هم نداشته باشند؛ یعنی بین محکومکردن خشونت و اعمال آن ارتباط معناداری نباشد. با وجود این، خشونت از احتیاجات بشر است. نوعی رهایی در خشونت هست که وجودش را الزامی میکند اما مساله این نیست که خشونت باید اعمال شود، مساله این است که انرژی خشم باید جایی خالی شود و برای این خشمی که در درون زبانه میکشد، باید تمهیداتی اندیشید.
یکی از لذت گراترین اقشار جامعه آنهایی هستند که به هنرهای رزمی و ورزشهای خشن میپردازند. مثلا بیشتر بوکسورها خاطرات شیرینی از مشتخوردن و مشت زدن، خونین شدن و زخمی کردن دارند. اراده، حرکت، تخلیه، تزکیه و قدرت، هنر، زمانشناسی و ویران شدن و ویران کردن، همه ترکیب غریب ورزشهای رزمی است. اینها به میزانی کنترل شده و در بیشتر ورزش و بازیها برای بشر ضروری است. برای همین هم فیلمهایی مثل گاو خشمگین ساخته مارتین اسکورسیزی، مرد سیندرلایی ساخته ران هاوارد و صدها فیلم ورزشی و رزمی مورد توجه است و گاه حتی موجب تمدد اعصاب میشود.
برای رسیدن به چنین لذتی اول باید چند فیلم رزمی درست نه از آن سطحیها، از آن رزمیها که شخصیتی دوست داشتنی و عمیق را در خود دارد، دید. بعد بدون فکر کردن به ترس بینهایت خود از خشونت به باشگاه بروید و ورزشی را که کمی خشونت در آن وجود دارد، شروع کنید، سپس برای از بین نرفتن حس خشونتستیزیتان که ضروری است به یک کمپین مبارزه با خشونتهای خانگی بپیوندید.