هرگز به این مساله فکر نمیکردم که مشارکت در چنین کارهایی، درواقع میتواند نوعی ادای دین من به جامعه، به زندگی و به سلامت خودم باشد. انصافا نیز اگر بحث مقایسه در میان باشد، تعداد نهادهای فعال در ایران بسیار کمتر از این تعداد نهاد در آمریکاست و شاید یکی از دلایل آن، بیعلاقگی مردم به چنین کارهایی باشد. متاسفانه در کشور ما، بیشتر مردم فکر میکنند که در قبال کاری که میکنند حتما باید پولی دریافت کنند و اگر غیر از این باشد، وقتشان را هدر دادهاند.
تهران، پر از فارغالتحصیلهایی بود که حاضر نبودند برای ثانیهای، به یکی از مناطق محروم کشور یا حتی مناطق جنوبی و معضلخیز شهر تهران سر بزنند و بیشترشان معتقد بودند که کار در این مناطق خطرناک است. البته آنطور که از شبکههای اجتماعی متوجه شدم، در یکی دو سال اخیر فعالیت بعضی از این گروهها در ایران هم زیاد است که جای بسی خوشحالی است، اما نکتهای که احتمالا کسی به آن توجه نمیکند، آموزش و علاقهمند کردن انسانها از کودکی به این کار است. در آمریکا نوعی کمپهای تابستانی وجود دارد که در آن، بچهها از سنین پایین به مکانهایی مانند خانه سالمندان، آسایشگاهها، پناهگاه حیوانها و... برده میشوند تا از نزدیک با موقعیت این مکانها آشنا شوند. علاوه بر این، تفکر غالب این است که اگر من فردی سالم، بدون نقص جسمانی، تحصیلکرده و دارای وضعیت مالی متوسط یا خوب هستم، این را مدیون جامعهای هستم که دست به دست هم دادند تا من به این نقطه برسم. بنابراین نهتنها باید با مشارکت در کارهای اینچنینی، دین خود را ادا کنم و به فرزندان و آیندگان خود نیز بیاموزم، بلکه ممکن است روزی من هم به چنین وضعی دچار شوم. پس بهترین روش کمک به همنوعان و نیازمندان است تا روزی دیگران نیز برای من جبران کنند. آمریکا و بخصوص ایالات مرکزی آن، برخلاف ادعاهایی که میشود، مردمی بسیار خانوادهمحور دارد و نقش خانواده در آموزش کودکان بسیار پررنگ است. طبیعی است که در چنین شرایطی، مشوق اصلی کودکان برای علاقهمند شدن به کارهای داوطلبانه، پدر و مادر هستند. شخصا بارها یا بهتر بگویم، هر آخر هفته، میبینم که پدر و مادری، فرزندان خود را از صبح زود برای کمک به پناهگاه حیوانات بیپناه که من هم به آنجا سری میزنم، میآورند و تماممدت به همراه فرزندانشان، لباسهای مخصوص میپوشند و از هر کاری که بتوانند دریغ نمیکنند.
ما ایرانیها مردمان مهربانی هستیم، اما خیلی اوقات فکر میکنیم تنها راه کمک به نیازمندان و فقرا، کمک مالی یا در بدترین شرایط کمک در تهیه آذوقه و وسایل خانه است آن هم فقط در صورتی که خودمان از وضع مالی بسیار خوبی برخوردار باشیم. این کمکها هرکدام در نوع خود بسیار ارزشمند و قابل تقدیر هستند، اما کارهایی مثل سر زدن به خانههای سالمندان، قدم زدن و صحبت کردن با سالخوردگان یا از کارافتادگان، سر زدن به آسایشگاه یا شیرخوارگاهها کارهایی است که عموما هزینه مالی چندانی ندارند، اما فایدههای معنوی بسیار دارند؛ فایدههایی که شاید ما از آنها بشدت غافلیم.
حنا بهمنبیگی