حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
یا روزهایی که آری هان کمکم داشت با آب و هوای تهران خو میگرفت. روزهای اول زلاتکو کرانچار و مانوئل ژوزه پرتغالی هم همین شیرینیها را داشت. همه این مربیان با لبخند به پرسپولیس آمدند اما وقتی رفتند تقریبا پشت سرشان را هم نگاه نکردند. برانکو البته با این فوتبال و مدیرانش غریبه نیست. خود او شیرینترین خاطراتش را زیر همین آسمان تجربه کرد؛ وقتی با تیم امید قهرمان بازیهای آسیایی شد و در میان استقبال پرشور فوتبالدوستان ایرانی به تهران برگشت. یا آن روز خاطرهانگیزی که با تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی 2006 صعود کرد تا برای او و شاگردانش جشن صدهزار نفری بگیرند. اما با همه این خاطرات خوش، رفتن برانکو تقریبا مثل بقیه مربیان خارجی بود؛ با تیم ملی به آلمان رفت اما در پایان مرحله گروهی با این جمله عادل فردوسیپور که گفت «خداحافظی جام جهانی، خداحافظ برانکو ایوانکوویچ» از همانجا چمدانش را به مقصد کرواسی بست و حتی حاضر نشد برای خداحافظی به تهران برگردد.
حالا برای برانکو فصلی تازه در فوتبال ایران شروع شده است. فصلی که ابتدایش همان شیرینیها را دارد. همان لبخندها را. او دیروز در اولین حضور خود در تمرین قرمزها از همین حال و هوای متفاوت گفت. اینکه خواب سرمربیگری پرسپولیس را دیده بود و همیشه دوست داشته روی نیمکت این تیم بنشیند. اینکه در این سه سال با این باشگاه در ارتباط بوده و هر بار که میخواسته مسئولیت هدایت قرمزها را قبول کند به نوعی در این مورد خلل ایجاد میشده است. برانکو امروز با همان لبخندهای دوستداشتنی آمده است. لبخندهایی که امیدواریم این بار فارغ از هر نتیجهای که در کارنامه او و پرسپولیس ثبت میشود، زود خشک نشوند.
رضا پورعالی / گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....