همه میگویند زمستان، همان ننه سرماست اما نشنیدهام که بهار چه کسی است؟ یک مادر، یک پدر، یک دختر یا یک پسر! هر چه که هست باید زیبا باشد، اما من فکر میکنم بهار یک نوجوان است، کسی که تازه از دنیای کودکی پا به بیرون گذاشته، پر از تجربههای تازه و حس خوب زندگی کردن است. کسی که فکر میکند دنیای پیش رویش پهناور است و باید برای آن تلاش کند. بسازد و لذت ببرد و زیبا کند. بهار فصل زیبای شکوفههایی است که نوید زندگی دوباره میدهد.
ای دریغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسیم / ای دریغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب / ای دریغ از «ما» اگر کامی نگیریم از بهار...
حیف است که بهار بیاید و ما بهاری نشویم. حیف است که با آسمان همراهی نکنیم و فراموش کنیم که در دعای تحویل سالمان از خدا خواستیم تا کمک کند تا حالمان را تغییر دهیم، اما این تغییر حال قرار نیست از آسمان به خانه ما نازل شود. باید از او کمک بخواهیم اما باید خودمان قدم برداریم و به سمتی برویم که حال و روزمان بهتر شود. هم حال درونیمان و هم حال روابطمان در چاردیواری خانه. ما برای تغییر حال یک پیشنهاد ساده برای تان داریم. اول از همه ممنون که در سال گذشته همراز را همراهی کردید، اما میخواهیم امسال یک قدم به شما نزدیکتر شویم و شنونده حرفهایتان باشیم. میخواهیم اگر مشکلی را میگوییم و راهحلی را پیشنهاد میدهیم، همانهایی باشد که شما گفته یا خواستهاید. چاردیواری امسال میخواهد شنونده درد دلهایتان باشد، نه مانند سنگ صبور افسانهها که تنها میشنید و کاری نمیکرد، بلکه آرزوی ما این است که اگر بتوانیم با جملهای و راهکاری کاری کنیم که بر دردهایتان مرهمی باشد و مشکلاتتان را بتوانید در کنار ما حل کنید. دوستی همراز با شما قویتر میشود، اگر آن را محرم بدانید و برایش از حرفهایی بگویید که شاید نتوانید با کسی در میان بگذارید. سوالات و حرفهایتان را برای ما ارسال کنید. بدون نام هم به آنها پاسخ داده خواهد شد. تنها آرزوی ما گرمای چهاردیواری شماست در چهار فصل سال...