تا زمانی که متن زندگی ما بازسازی کج و معوج الگوهای پوششی و تفریحی دیگران است، سخن گفتن از استقلال فکری و اقتصادی و سیاسی، یادآور ضربالمثل « با حلوا حلوا گفتن و شیرین نشدن دهان» است.
در این میان تفاوتی بین عوام و روشنفکران نیست. اگر الگوی عشقورزی جوان خام ما، ملودرامهای هرزه محصولات بالیوود است، نهایت افق فکری و زیستی و اخلاق آرمانی جوان تحصیل کرده دانشگاهی، الگوبرداری از درامهای هالیوودی است. آنچه مغفول است، اصالت است، و آنچه به آن عادت کردیم، زیستن مقلدانه و در نتیجه بیمعنا. از این منظر تاکید مقام معظم رهبری در سالهای اخیر به مساله «سبک زندگی اسلامی- ایرانی» مهمترین رسالت انقلاب اسلامی است. در پرونده امروز جامجم، این موضوع را بار دیگر مورد بررسی قرار دادهایم. آنچه مورد توجه همکاران این پرونده بوده است، پرهیز از تکرارگویی و ایدههای منفک از واقعیت است. اندیشیدن به سبک زندگی ایرانی- اسلامی، یک ضرورت است؛ ضرورتی که میباید ناظر به واقعیت باشد، واقعیتی که نه سیاه مطلق است و نه سفید مطلق. شناخت کاستیها و نیازها، مهمترین گام است، چه اینکه نیاز همواره معلم بشر بوده است. برای نسخه دادن در باب شیوه زندگی نسل جدید از دل سنت اسلامی، میباید ابتدا نیازها و دردهای او را به درستی تشخیص دهیم.
توجه به تفاوتهای بین نسلها، توجه به تفاوتهای خرده فرهنگهای درون کشور، ضرورت تنوع سبک زندگی ایرانی- اسلامی، نسبت تعیینکننده سبک زندگی موجود و مصرفگرایی، نقد درون متنی سبک زندگی مدرن، و مبانی اخلاقی و انسانی سبک زندگی اسلامی از مباحث این پرونده است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)