راستگویی نه فقط آموزه‌ای دینی یا حکمی اخلاقی، بلکه انگاره‌ای فلسفی و منطقی است

زندگی صادقانه

یکی از ارزشمندترین و شاید مغفول‌ترین آموزه‌های دینی ما راستگویی است، تا بدان اندازه که وقتی گناهکاری نزد پیامبر (ص) می‌آید و می‌گوید من به چهار گناه دزدی، میگساری، زنا و دروغگویی معتادم ولی چون شما را دوست دارم می‌خواهم یکی را کنار بگذارم، کدام را ترک کنم؟ حضرت در پاسخ می‌فرمایند دست از دروغ گفتن بردار و صداقت پیشه کن. (داستان راستان، مرتضی مطهری).
کد خبر: ۷۸۷۰۷۵

راستگویی مغفول است به قدری که در زیست مؤمنانه مرسوم یعنی عرف زندگی متعبدانه، کم‌ترین جای ممکن به صداقت اختصاص داده شده و در عوض شعائری که وجه تمایز انسان مؤمن از غیرمؤمنان هستند اصل تلقی شده‌اند. شعائری که به مراتب بیشتر از سجایای اخلاقی مهمی همچون صداقت، مستعد فروغلتیدن به ورطه ریا و تظاهرند و شاید از همین روست که در ادبیات عرفانی ما عشق و ایمان در مقابل زهد و تعبد قرار داده شده است. اظهار تمایل ملامتیانی همچون حافظ به رندی و بدنامی را نیز از همین منظر می‌توان نوعی واکنش آشکار به قبح کبر و ریا دانست که به‌حق پاشنه آشیل دینداری و آفت حیات مؤمنانه است.

سلامت ایمان

سبک زندگی اسلامی، زیستنی منطبق بر امهات احکام و آموزه‌های دینی است نه صرفاً حیاتی متظاهرانه به طمع برافراشتن پرچم دینداری در جامعه و فرود آوردن آن بر سر هر آن‌که حرکات و سکناتی به‌ظاهر نامؤمنانه دارد. این فرازهای خطبه‌ امام علی (ع) در نهج‌البلاغه خطاب به مؤمنان خود برتربین به شکل تکان‌دهنده‌ای تأمل‌برانگیز است و تا اندازه‌ای یادآور این بیت زیبای حافظ شیرازی: «مرا که نیست ره و رسم لقمه‌پرهیزی‌/‌ چرا ملامت رند شرابخواره کنم». حضرت می‌فرمایند: «بر کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزست که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکر این نعمت بگزارند، چندان که این شکرگزاری، آنان را مشغول دارد و به گفتن عیب مردمان وانگذارد. تا چه رسد به عیبجویی که برادر را نکوهش کند، و به آن‌چه بدان گرفتار است سرزنش کند. آیا به خاطر ندارد که خدا چگونه بر او بخشید، و گناهان او را پوشید ـ بزرگ‌تر از گناهی که او را بدان مذمت کند ـ و چگونه او را مذمت کند که خود چنان گناهی کرده است ـ لیکن پوشیده و در پرده است ـ. و اگر چنان گناهی نداشته گناهان دیگری داشته که از آن گناه بزرگ‌تر است و به خدا سوگند، اگر گناهی که کرده بزرگ نیست و گناهی است خُرد، جرأت او را بر زشتی مردمان گفتن، گناهی بزرگ‌تر باید شمرد. ای بنده خدا در گفتن عیب کسی که گناهی کرده است، شتاب مکن! چه، امید می‌رود که آن گناه را بر او ببخشند و بر گناه خُرد خویش ایمن مباش! چه، بود که تو را بر آن عذاب کنند. پس اگر از شما کسی عیب دیگری را دانست، بر زبان نراند به خاطر عیبی که در خود می‌داند. و شکر بر کنار ماندن از گناه، او را باز دارد از آن‌که دیگری را که به گناه گرفتار است بیازارد.» (نهج البلاغه، خطبه 140، ترجمه سید جعفر شهیدی.)

صداقت در بیان

راستگویی نه فقط آموزه‌ای دینی یا حکمی اخلاقی، بلکه انگاره‌ای فلسفی و منطقی است. اثرات زیستن مبتنی بر دروغ پیش از هر چیز در خود زندگی و در مناسبات شخصی هر فرد با خویش و با اجتماع پیرامون قابل بررسی است و تنها پس از آن است که نوبت به چارچوب‌های اخلاقی و حساب و کتاب و ثواب و عقاب اخروی می‌رسد.

به عنوان نمونه هانا آرنت فیلسوف شهیر آلمانی در فصلی از کتاب «میان گذشته و آینده» به طور مفصل جوانب مختلف راستگویی و دروغ را به‌لحاظ عقلی مورد جستجو قرار داده و نکات قابل تأملی در این باب مطرح کرده است. مثلاً این‌که چون دروغگو آزاد است هرطور که منافعش ایجاب می‌کند و انتظارات شنوندگانش را برآورده می‌سازد واقعیت‌های خود را ابداع کند، بنابراین احتمال این‌که از راستگو قانع‌کننده‌تر باشد، بیشتر است. اما شخص فریبکار به دلیل فقدان قدرت، قادر نیست دروغش را به‌جای حقیقت جا بیندازد و به‌جای آن‌که پافشاری کند که گفته‌اش وحی منزل است وانمود می‌کند که آنچه می‌گوید عقیده‌‌اش است و آزادی بیان عقیده، حقی است تضمین شده در قانون اساسی. این فرآیند ناصحیح در نهایت به محو شدن مرز تمایز میان حقیقت امر واقع و عقیده می‌انجامد که یکی از مهم‌ترین آسیب‌های دروغ و فریبکاری است. پس به‌طور مدام و تام و تمام دروغ را جایگزین واقعیت کردن منجر به این نمی‌شود که از آن پس دروغ به‌جای حقیقت پذیرفته شود و حقیقت به عنوان دروغ بدنام گردد، بلکه به این می‌انجامد که حسی که به کمک آن، جهت خود را در جهان واقعی می‌یابیم، ویران ‌شود. به بیان دیگر دروغ گفتن مداوم، پایه‌ای را که بر آن ایستاده‌ایم از زیر پاهایمان می‌کشد و به جای آن، پایه‌ای دیگر برای ایستادن فراهم نمی‌کند.

پرهیز از خودفریبی

آرنت در جایی دیگر از فصل مورد اشاره، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا خودفریبی به وسیله‌ای ضروری در حرفه وجهه‌سازی (یا همان توجیه خطاها) بدل شده است؟ و چرا برای جهان و همچنین برای خود فریبکار بدتر است اگر با دروغ خود، خویش را بفریبد تا فقط جهان را با آن فریب دهد؟ آیا دروغگو می‌تواند عذر اخلاقی بهتری از این پیدا کند که بیزاری‌اش از دروغ گفتن چنان شدید بوده که مجبور شده است پیش از فریب دیگران نخست به خود دروغ بگوید و مانند «آنتونیو در طوفان» [نمایشنامه‌ای از شکسپیر] مجبور ‌شود «گناه را به گردن حافظه‌اش بیندازد تا به دروغ خود اعتبار ببخشد»؟ روشن است که این پرسش آخر استفهامی انکاری است و آشکارا درصدد مردود خواندن دروغگویی‌های درونی یا همان خودفریبی‌های ویرانگر است، بویژه به دلیل این قانون صادق ولی نانوشته که هرچه دروغگو موفق‌تر باشد، احتمال این‌که دروغ‌های ساختگی خود را باور کند بیشتر است. آرنت بر آن است که درک اخلاقی کنونی گرایش به این دارد که دروغگویی بی‌پروا را بشدت محکوم کند در حالی که به هنر به طور معمول بسیار پیشرفته خودفریبی در بیشتر مواقع با مدارا و بردباری می‌نگرد.

و بالاخره در پیچیدگی مکانیزم‌های دفاعی انکار و تحریف (که در واقع بیان روانشناختی همان خودفریبی یا دروغگویی به خود است) همین بس که به قول مونتنی: «اگر فریب مانند حقیقت فقط یک چهره داشت، بهتر می‌دانستیم کجا ایستاده‌ایم، زیرا ضد آنچه دروغگو به ما می‌گفت را حقیقت مسلم می‌گرفتیم. اما عکس حقیقت، هزار صورت دارد و قلمرو آن بی‌نهایت.»

نه دروغ و نه کتمان

جلوه آشکار صداقت نه فقط در گفتار که از آن بیشتر در کردار ما هویداست چراکه دروغ گفتن به دیگران فقط به فریب لفظی ایشان خلاصه نمی‌شود و فریبکاری‌هایی را هم که از حربه مسکوت گذاشتن امر واقع سود می‌جویند، دربرمی‌گیرد. سبک زندگی صادقانه یا شیوه‌ زندگی مبتنی بر راستی و درستی اقتضا دارد که نه فقط از دروغ بپرهیزیم، که حقیقت را از آن‌رو که مظهر تام و تمام راستی و درستی است، ارج نهیم و از همین‌جاست که ارزش و اهمیت صداقت در کردار و پرهیز از کتمان، بیش از پیش مشخص می‌شود.

قرآن کریم نیز در آیه ۱۵۹ سوره بقره کتمان حقیقت را صراحتاً گناهی بزرگ و نابخشودنی عنوان کرده است: «کسانی که دلایل آشکار و راه‌های هدایتی را که ما نازل کرده‌ایم، پس از آن‌که برای مردم در کتاب (قرآن) بیانش نموده‌ایم کتمان می‌کنند؛ اینان مورد لعن خدای متعال‌اند و نفرین‌کنندگان، نفرینشان می‌کنند.»

آزاد جعفری ‌/‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها