اینکه گروهی یا صنفی به محتوا و شکل یک اثر سینمایی و تلویزیونی اعتراض داشته باشد، البته جدید نیست.گرچه در کشور ما به نظر میرسد یکی از سادهترین راهها برای اعلام وجود کردن و زنده بودن و نیز اندازه مهم بودن یک صنف، همین اعتراض به محتوای آثار سینمایی و تلویزیونی است، زیرا به سادهترین و کمهزینهترین شکل ممکن مسئولان آن صنف را برای چند روزی در فضای رسانهای کشور مطرح میکند و فارغ از نتیجه نهایی آن اعتراض، یک پیروزی برای مسئولان آن صنف محسوب میشود وگرنه کیست که نداند، یک اثر طنز ـ که هنگام ساخت فیلمنامهاش بر اثر همین فشارها بازنویسی، پالایش و بیخطر شده ـ اساسا تعریفی مستقل از آن چیزی دارد که مسئولان محترم آن صنف تلاش میکنند، القا کنند.
میگویند طنز اغراق و غلو در موقعیتها، شخصیتها، رفتارها و گفتارهاست و با این مصالح تلاش میکند، مخاطب را بخنداند. هر نویسنده طنزی هم برای این کار به دنیای پیرامونش مراجعه میکند و آنها را با عنصر تخیل درهم میآمیزد و در مقابل دیدگان مخاطب میگذارد. مخاطب هم میداند آنچه میبیند حقیقت نیست. درواقع این بازیای است که مخاطب و سازندگان اثر قواعد آن را بخوبی میشناسند، یک بازی دوطرفه جذاب که برخلاف نظر بعضی، جنبه تخریبی ندارد.
با تمام اینها به نظر میرسد برقراری دیالوگ بین پزشکان و مسئولان میتواند نتایج بسیار مفیدتری چون اعتراضهای رسانهای داشته باشد.
مهدی غلامحیدری