حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
هر چیزی را میتوان با نگاهی فلسفی بهتر درک کرد و بیشتر شناخت. ترس، خانواده، بخشیدن، سیاست، سینما، فرهنگ، آموزش، ازدواج، دروغ، اراده، ورزش و... هر کدام فلسفهای دارند. زندگی و تجربه آن با فلسفه عمق و معنا پیدا میکنند. گاه فلسفه شکل تیغی میشود که زوائد فکری و رفتارهای آسیبزا را نابود میکند و گاه مثل آبی حیاتبخش است که موضوع مورد نظر را رشد میدهد و وسعت میبخشد. فلسفه نوعی تأمل درباره مسائل است که اتفاقا موضوعاتش مخصوص آدمهای معمولی است یا بهتر است بگویم فلسفه مربوط به همه آدمهاست. چرایی، چگونگی و منظور و هدف هر کاری به معنای جستجوی فلسفه آن است و اینها پرسشهای همه ماست.
مجموعههایی چون هنر و تجربه زندگی که کتابهایی در رابطه با مسائل روزمره از منظر فلسفی هستند یا تمام پژوهشها و آثار آلن دوباتن به منظور دریافت فلسفی برای آدمها بیشتر است تا بتوانند بهتر زندگی کنند و حقیقت از آنچه به دروغ اصل میپندارند و موجب رنج آنهاست، بپرهیزند. اینها تمرینهایی است برای فلسفی اندیشیدن که قدرت دیدن چیزی است در معمولیترین چیزها که کسی نمیبیند و این خود لذت بزرگی است. این توانایی از فلسفهبافی کنار بخاری شروع میشود، از همان لحظاتی که با خود فکر میکنیم پیش از خواب و روز را بررسی میکنیم. لذا فلسفه از همان گپهای دوستانهای شروع میشود که به چرایی و چگونگی میپردازیم و میپرسیم اصلا فلان چیز چه هست، چگونه هست و با آن چه باید کرد؟ از همین جاهاست که نور فلسفه شروع به تابیدن میکند و بر سویههای تاریک و ناشناخته نور میگیراند یا شناختهای کاذب و باورهای غلط را مدفون میکند. پس فلسفه ببافید، نترسید از تهمت پرحرفی و شلوغبازی، ببافید و بدانید که بافتن شما برای آسایش راه بهتری است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....