درباره طاهر ...

زندگی با حداقل «ای کاش»‌ها‌

زندگی همین است دیگر، حتی اگر خیاطی باشی که نصف کت و شلوارهای شهر را دوخته باشی، باز هم نمی‌توانی بشکافی و از نو بدوزی... زندگی است دیگر مثل یه شعر می‌ماند باید بخوانی و دوره‌اش کنی، از آن مدل شعرها که روی سنگ حکش کرده‌اند و نمی‌توان عوضش کرد. اینها کلا مهم نیست...
کد خبر: ۷۸۶۱۳۰

مهم این است که وقتی شعر را خواندی، وقتی کت و شلوار را بر تن کردی، آن آخر آخرش حس خوبی داشته باشی و میزان ای کاش‌هایت در حداقل ممکن باشد... این همان چیزی است که در خواندن زندگی آقاطاهر خیاط حس می‌کنی، زندگی‌ای که از آن رضایت داشته باشی یک زندگی موفق ارزیابی می‌شود. گیرم که هیچ‌کس نباشد که در سر قبرت خون گریه کند، چه توفیری می‌کند، مهم این است که هیچ‌کس هم نیست که از رفتنت ناراحت باشد، باقی همان است که خواسته‌ای و انتخاب کرده‌ای... مهم این است. آن روزی که حس کردی نیاز به این که تحصیلاتت را ادامه بدهی، نه برای آن که به درآمد حاصل از تحصیل فکر می‌کنی، نه برای آن‌که به موقعیت حاصل از تحصیل فکر می‌کنی، فقط برای این به تحصیل می‌پردازی که می‌خواهی تحصیل کنی... راستش این زندگی برای خود نیست، زندگی خوب است که نصیبت شده، آقا طاهر... قدرش را بدان. خیلی‌ها هستند که وقتی به سن تو می‌رسند آن‌قدر ای کاش دارند که نمی‌شود شمرد، آن وقت است که زندگی برایشان حکم کت و شلواری را داشته که سایز تنشان نبوده و از آن ناراضی هستند، مثل یک شعر بد که از خواندنش لذت نمی‌برند.

افشین خُماند

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها