دیدارهای اجباری و حرف‌های تکراری

همین چند روز پیش از تعطیلات نوروز، در یکی از این شبکه‌های «اسمشو نبر» مجازی، از تیشرتی رونمایی شده بود که نوشته روی آن می‌تواند در توصیف وضعیت روحی و روانی دیوانگان در ایام تعطیلات نوروز موثر و کارگشا باشد؛ «این که من ازدواج نکردم، مساله شما نیست.»
کد خبر: ۷۸۶۱۲۳

خود حقیر سراپا تقصیر تا پیش از نوروز امسال ـ که ازدواج کردم و جمع کثیری از مهمانان عزیز نوروزی را از نگرانی درآوردم ـ تصمیم داشتم، در آغاز تعطیلات روی یک برگه A4 با فونت درشت این چند جمله را بنویسم و زحمت مهمانان عزیز را کم کنم؛ 1 ـ هنوز ازدواج نکردم. 2 ـ ببخشید، موقعیتش هنوز پیش نیامده. 3 ـ فعلا قصد این کار را ندارم. 4 ـ هنوز روزنامه نگارم و در روزنامه جام‌جم کار می‌کنم. 5 ـ بله، همه 13روز را تعطیلیم.»

اینها که شوخی است، اما بالاغیرتا بعضی دیدوبازدیدهای نوروزی همین قدر رقت‌انگیزند و متاسفانه تعطیلات نوروز در ذهن من ـ و فکر می‌کنم خیلی آدم‌های‌دیگر ـ با همین دید و بازدیدهای بی‌روح گره خورده است. حالا هزاری هم بعضی از شما معتقد باشید که این کار صله‌رحم است و نباید زیر آبش را زد. درست است، آن دیدوبازدیدهایی که صله رحم است و از روی محبت، به کنار، اما خداوکیلی چه صله‌رحمی، چه کشکی؟ این ماراتن بدو بدوی از سر وظیفه و بی‌روح کجایش صله‌رحم است؟ باز خدا را شکر حالا بهتر شده، قدیم‌ترها مد بود که جماعت از نبود میزبان در منزل ذوق زده می‌شدند و سرخوش از این ‌که یکی از ردیف‌های جدول دید و بازدید تیک خورد، برایش پیغام می‌گذاشتند که آمدیم، تشریف نداشتید، رفتیم! الان هم اگرچه کسی این کار را نمی‌کند، اما روح عمل در برخی موارد همین قدر زشت و آزاردهنده است. راستش را بخواهید، از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که من درست به همین دلیل از تعطیلات عید متنفرم و همین طور از دیدارهای سالی یک بار اجباری و حرف‌های صدتا یه ‌غاز تکراری و محبت‌های مصنوعی... .

عباس رضایی ثمرین

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها