یادداشت

تثبیت زنان در ادبیات داستانی

شکی نیست که در سال‌های اخیر بر تعداد نویسندگان زن افزوده شده است. موضوعاتی که نویسندگان زن در آثارشان به آن می‌پردازند دیگر صرفا موضوعاتی نیست که مخصوص زنان باشد، بلکه نگاهشان فراگیرتر شده و در آثارشان مسائل اجتماعی و تاریخی را هم لحاظ می‌کنند. بر همین اساس می‌توانیم بگوییم نویسندگان زن امروز خود را در ادبیات داستانی تثبیت کرده‌اند.
کد خبر: ۷۸۵۸۶۷

این اتفاق تقریبا از دهه 70 شمسی به بعد رخ داد. تا آنجا که در این زمینه پژوهش کرده ام روند حضور جدی‌تر زنان بعد از پیروزی انقلاب اسلامی محقق شد و در دهه‌های 70 و 80 به اوج خود رسید.

شاید بعد از جنگ تحمیلی فرصتی پیش آمد تا زنان درباره خود و مسائل جامعه زنان بیشتر بنویسند. از سوی دیگر زنان در این دوران در جستجوی این برآمدند که کیستند و چه نقشی دارند. به همین دلیل من دهه 70 و 80 را دهه حضور زنان می‌نامم. البته برای این حضور جدی دلایل دیگری را هم می‌توان عنوان کرد.

مثلا بسیاری بر این باور هستند که چون زن‌ها تا پیش از آن از صحنه فعالیت‌های اجتماعی بخصوص فعالیت‌های کلیدی مانند تصدی مدیریت‌ها و نقش‌آفرینی در مشاغل جدی دور بودند و به نوعی رانده شده بودند، طی این سال‌ها توانستند تحصیل کنند و زمینه‌های انقلاب نیز آنان را وارد صحنه‌های اجتماعی کرد. به همین دلایل آنها توانستند آن‌طور که می‌خواستند نقش آفرینی و نقش‌هایی را ایفا کنند که امکان تحقق آن وجود داشت. حتی اگر امکانات نداشتند با یک قلم و کاغذ سعی کردند نقش خود را ایفا کنند. می‌گویند در تمام این سال‌ها مردها دو سه شیفت کار کردند و از آن طرف زن‌ها به کلاس‌های قصه نویسی رفتند و قلم و کاغذ دست گرفتند. شاید در این جمله یک طنزی پنهان باشد، اما جمله‌ای است که تا حدی می‌تواند بیانگر رشد زنان باشد.

اگر سری به عرصه‌های فعال در حوزه داستان‌نویسی و کارگاه‌های مختلف حتی کلاس‌های فلسفه هم بزنید، حضور پر رنگ خانم‌ها را شاهد خواهید بود. این حضور میل به دانستن زن‌ها را نشان می‌دهد. در یک دوره طولانی پیش از انقلاب نگذاشتند زن‌ها بدانند و همین موجب شده میل به داشتن در زن‌ها تقویت شود و عطش زیادی برای آگاهی در آنها شکل بگیرد.

زن‌ها می‌خواهند جایگاه خود را در اجتماع و تاریخ بازیابند و وقتی می‌خواهند این جایگاه را بیابند، در واقع می‌خواهند خود را بیشتر بیابند. پس می‌توان گفت آگاهی و دانستن زن، با آگاهی و دانش آنها نسبت به خودشان نسبت مستقیمی دارد. در این میان البته تحصیلات و دانش آکادمیک هم به کار آمده است.

وقتی زن‌ها نسبت به خودشان، تاریخ و اجتماع و فرهنگشان آگاهی یابند، استعدادهای درونی آنها شکوفا می‌شود و آن گاه عرصه برای ظهور و بروز استعدادهای خود می‌خواهند. متناسب با امکاناتی که زن در اختیار دارد می‌تواند استعدادهایش را علنی کند. خواه این امکانات برای او قلم و کاغذ و عرصه نوشتن باشد، خواه حضور در فعالیت‌های اجتماعی باشد، خواه نقش او به‌عنوان دوستدار محیط زیست.

زن هر جایگاهی را می‌جوید تا حقش را بگیرد و حرفش را بزند، هر امکانی را مطالبه می‌کند تا مسئولیت و نقش خود را به عهده بگیرد و در این روند من افق‌ها و عرصه‌های تازه‌تری را در آینده پیش روی زنان می‌بینم.

بلقیس سلیمانی / داستان نویس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها