حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
نه کسی از آشتیکنان بدش میآید و نه از کنار گذاشتن کینهها دل چرکین میشود، اما چرا باید کاری کرد که دسته گلی به نشانه شرمندگی جلوی صورتمان بگیریم؟ چندبار باید یک ماجرا در این فوتبال تکرار شود تا درس عبرتی شود برای همه آنها که به ناچار برای این دسته گلها دست به جیب میشوند؟ بدبختانه بسیاری از ما در زندگی شخصیمان همین طور هستیم. وقتی از کوره در میرویم، چشممان را بسته و دهانمان را باز میکنیم و گاهی گرد و خاک هم میکنیم شاید اگر برای هرگونه از کوره در رفتن برخوردی قهری و قانونی صورت میگرفت و دسته گلها را پس میفرستادند، این رویه به یک عادت تبدیل نمیشد.
این درست که فوتبالیها هم بخشی از جامعه ما هستند و به نوعی بخشی از فرهنگ رایج در جامعه را در حالات مختلف زندگی ورزشی خود نشان میدهند، اما هزار بار گفته و نوشته شده کسانی که تا این حد در معرض افکار عمومی هستند دستکم در ظاهر حرمتها را حفظ کنند تا در وهله اول باعث شرمندگی خودشان نشوند و بیشتر از اینها خانوادهها را از فوتبال فراری ندهند. کار به جایی رسیده است که دوستی میگفت دیگر نه تنها خودم یه ورزشگاه نمیروم که حتی از ترس اینکه بچههای خردسال به فوتبال علاقه مند شده و خدای نکرده به ورزشگاه بروند هر وقت تلویزیون فوتبال ـ بیشتر از نوع ایرانی ـ پخش میکند کانال تلویزیون را عوض میکنم.
شاید نگاه این دوست ما به فوتبال خیلی بد و افراطی باشد، از طرفی قطعا بد رفتاریها یکی از چند دلیل خالی شدن استادیومها از تماشاگران است، اما به هر حال نمیشود منکر بدرفتاریهای رایج در فوتبال بود و باید شرایط را تغییر داد.
بنابراین قطعا ماجرای دعوای لفظی سوشا مکانی و حمید درخشان آخرین دعوای این فوتبال نخواهد بود به همین دلیل باشگاهها و فدراسیون فوتبال باید برخوردی خیلی جدی با قضایای مشابه داشته باشند. البته باز هم خدا را شکر الفاظ دروازهبان پرسپولیس جلوی دوربینهای تلویزیونی گفته نشد، هرچند حتی اگر هم اینطور میشد باز هم آب از آب تکان نمیخورد چون ته همه دعواهای فوتبال ما همین عذرخواهیهاست و ادامه رفتارهای نادرست! شاید اگر برخورد، قاطعی با متخلفان میشد قبح بد رفتاری در فوتبال تا این حد شکسته نمیشد.
امید توفیقی / گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....