«در زمانی دور، دورتر از 1500 سال پیش مردمی فراموشکار در آن سرزمین که «سرزمین سوخته»اش مینامیدند، زندگی میکردند. آن مردم گرچه از فرزندان نوح(ع) بودند و گرچه ابراهیم خلیل(ع)،موسیبن عمران(ع) و عیسی مسیح(ع) را میشناختند، اما از یاد برده بودند که سرنوشتشان را خدایی رقم میزند که آنان را آفریده است؛ همان خدایی که قادر است در یک چشم برهم زدن، هستی را به نیستی تبدیل کند. آنها مجسمههایی را با دستهای خویش میساختند و میپرستیدند. در سحرگاه یکی از این شبهای ظلمانی، زمین حادثه بزرگی را تجربه کرد. آتشکده فارس ناگهان خاموش شد؛ بتهای بتخانه کعبه سرنگون شدند و کاخ با عظمت انوشیروان به لرزه درآمد. همزمان با این حوادث در شهر مکه، خانهای از عطرهای دلانگیز و نورهای درخشان لبریز شده بود. شعاع نورهای درخشان از دریچه این خانه کوچک و معمولی به آسمان میتابید. سحر نزدیک میشد و افق آسمان مکه انگار از این نور اسرارآمیز روشن و روشنتر میشد. در این خانه خبری بود؛ کسی به دنیا میآمد. کسی که در آیندهای نهچندان دور باید سرنوشت انسانها را دگرگون میکرد. آمنه پس از ماهها انتظار در سحرگاه هفدهم ربیعالاول نوزاد کوچکش را به آغوش کشید. عبدالمطلب با شنیدن خبر شتابان خودش را به آنجا رساند و کودک را در آغوش گرفت و به آمنه گفت: قطرههای اشک را از چهرهات پاک کن؛ کودک تو تنها نیست. خدایی دارد که آسمان را بیستون بر بالای زمین نگه داشته است. هم او کودک تو را حفظ میکند و نامش را محمد میگذاریم تا همه او را ستایش کنند...»
نویسنده: سیدمحمد آیتاللهی
تصویرگر: محمدرضا لواسانی
ناشر: مدرسه 1392
قیمت: 7000 تومان
عبدلی با ادب
شما کوچولوهای نازنین در این کتاب میتوانید ماجرای پسرکی مرتب و خوشرو به نام عبدلی را بخوانید.
«...مسواک رو برمیداره
خمیرو روش میذاره
هم بالا و هم پایین
تمیز شدن آفرین
کوچولوی مهربون
لبهاش شده چه خندون
با دندونای تمیز
میشینه کنار میز
خامه، کره و سرشیر
صبحونه رو بخور سیر
یک لیوان پر از شیر
با کمی نان و پنیر
صبحونه خورده کامل
این کوچولوی عاقل...»
شعر از: زینبالسادات هاشمی
تصویرگر: مریم قنبری
ناشر: اصحاب محمد 1392
قیمت: 1500 تومان