تلگرافخانه

راضیه از جوین خراسان رضوی- صبا ۱۵ ساله از کرمانشاه- زهرا، تنهای تنها- سایه تنهایی- بیتا ایمانی (ممنون. با تأخیرش هم پذیراییم که گفته‌اند هر چه از دوست رسد دندوناش رو نباس شمرد! فقط یادت باشه به هیچ وجه من‌الوجوه مطالبی که این ور و اون ور می‌خونی، حتی اگه شعرهای معروف سعدی و حافظ و ایناست رو نفرست: من دیگه پیر شده‌م حواسم نیست، آلزایمرم هم بیشتر از قبل عود کرده!
کد خبر: ۷۸۴۹۶۶

یهو اسمت به طور خودکار می‌ره توی لیست سیاه! حالا بیا و درستش کن و هی بگرد دنبال یه مداد به جای اون خودکاره!)- امیر معدنشکاف، ۲۷ ساله از هشتگرد- گل مرداب از کرمانشاه (خخخخ! پس وضعت خوبه که بابام جان. تو اگه سه شغل داری و به هیچی نمی‌رسی من همون سه تا شغل رو هم ندارم و باز به هیچی نمی‌رسم! هان؟ آره خودمم فهمیدم: چرت و پرت گفتم... خخخخ!)- روحانی، مشاور دانشکده پزشکی (نهایت لطف شماست. زنده باشید و برقرار)- رحیم نیا از سنندج (به پدیدآورنده‌اش پیامتان را رساندیم و از توجهتان تشکر کردند)- ۵ برادر جوان (ما هم سپاسگزاریم. همیشه جوان بمانید؛ هر پنج‌تایتان‌هاااا!)- امیر- قنبر یوسفی از آمل- ازیادرفته از آبادان- نرگس عباسی از اراک (ترانه‌ت نصفه و نیمه اومده بود؛ هر چند توی همین نصفه و نیمه هم،‌ یه چن جاش از نظر وزن و آهنگ می‌لنگید)- خداداد از تنکابن- مهران از تهران (اسم اوشون که رفت توی لیست سیاه؛ پس این از این! اما اسم خودت... یحتمل باس بری خرخره خرس همراهت رو بگیری! به دست من نرسیده. یادت هم باشه قبل از این‌که قضاوت کنی، ببینی چطور متنای قبلیت توی همین صفحه چاپ شده بود و حالا که چاپ نشده پس به دهش ده بر یک و... باقی قضایا)- حمید از ایلام (چطوری پسر؟ خیلی ممنون. منم بهت پساپس تبریکش رو می‌گم!)- آذین از بندرگز- حقی از بندر عباس- شیمیدان از ساوه (د! اینا که آرزوهای من بود برای سال جدیدت! فقط تفاوتش اینه که من با کسی قهر نیستم هیییچ، بذار ببینم؛ نه... همین هیچ! بقیه نداره. آها راستیییی... حالا واس چی قهری؟!)- ک.ش. از اسلام‌آباد غرب- عشق تهران- محمد رضا روشنی از ایلام- منور ساحلی از تنکابن- مهندس مریم مامان محمدعلی (به‌به! خانوم مهندس... از این ورا؟!)- زیبا از آبادان غبارآلود- فرزانه سجودی از تبریز- ذره‌بین- یگانه از قم- اسرین، دختر سنندجی- فرهاد دیلمی از اصفهان- شیرین از تهران (خخخخ! وردنه مامان‌بزرگ من کجا، عصای بابابزرگ تو کجا؟! ولی خب... ممنون از نظر لطفی که داری)- سپیده- بابالنگ‌دراز از شاهرود- فاطمه ب.جهانی از دهلی- و... بقیه هم منتظر بمونن تا اگه اطلاعی از وضعیت من دراین روزها ندارن بذارنش به حساب تنبلی و رخوت بهاری! ببینیم چه می‌شه کرد واقعاً! اگه هم اطلاع دارن و می‌دونن هر سال دو شماره آخر سال و اول سال، یا به عبارت دیگه این‌ور سال و اون‌ور سال رو در یک روز و با هم باس بدم، دیگه بذارنش به هر حسابی که خودشون می‌خوان؛ فقط زحمت بکشن از واریز سود ماهانه‌ش غفلت نکنن یه‌وخ!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها