حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این گفتوگوهای هستهای که در یکی دو سال گذشته به شکلی متفاوت و جدیتر از قبل دنبال شده است از ابعاد مختلف قابل بررسی است که یکی از این ابعاد، تجدیدنظر مقامات غربی در این سیاست گذشته خود بود که میتوانند با تمام کشورها از موضع بالا و با زورگویی سخن بگویند.
دلیل این تجدید نظر هم چیزی نبود جز مقاومت جمهوری اسلامی ایران در مقابل فشارهایی که در سالهای گذشته از روشهای مختلف از جمله تحریم بر ملت ایران تحمیل شده بود. همین مقاومت بود که سبب شد قدرتهای جهانی به این نتیجه برسند که نهتنها از طریق فشار نمیتوانند خواستههای خود را بر تهران تحمیل کنند بلکه نیازمند انجام مذاکراتی هستند تا بتوانند مسیری را که به اشتباه پیموده بودند از راهی آبرومند برگردند. همین نیازمندی بود که در مقاطعی باعث میشد ایالات متحده با اعزام سه نفر اول دستگاه دیپلماسی خود به محل مذاکرات، حضوری جدی در مذاکرات داشته باشد. البته در تبیین نیازمندی آمریکا به مذاکرات شاید بتوان گفت که آنها راه دیگری جز مذاکره ندارند. در واقع آنها در سالهای گذشته همه راههای دیگر را امتحان کرده و موفق نشدهاند. تهدید به جنگ را امتحان کردند اما به دلیل تجربههایی که در این زمینه در منطقه داشتند هرگز نتوانستند این تهدیدها را در قبال ایران عملی کنند. تجربه آنها در عراق و افغانستان نشان داد که اگر بخواهند در منطقه دخالت کنند، هزینههای سنگینی باید پرداخت کنند. در عراق هرچند خسارتهایی به ملت این کشور وارد کردند، ولی خودشان هم متحمل هزینههای سنگینی شدند و در نهایت، مجبور به عقبنشینی شدند. لذا آن تجربهها در کنار این محاسبه که ایران از عراق و افغانستان بهمراتب مقتدرتر است، آنها را به این نتیجه رساند که نمیشود در مقابل ایران دست به اقدام نظامی زد و تهدید نظامی آنها بدون پشتوانه و تأثیرگذاری بود. جمهوری اسلامی ایران نشان داده که آماده است با قوت از خود دفاع کند، ولو اینکه در مقابلش آمریکاییها باشند. ما ثابت کردهایم که بههیچوجه زیر بار زور و تحریم نمیرویم.
بنابراین تنها راهی که برای آنها باقی میماند، مذاکره است و منافع کلی آمریکا اقتضا میکند که با ایران گفتوگو کند، چون هم جمهوریخواهان و هم دموکراتها تهدید نظامی را تجربه کردند و گفتند گزینه نظامی روی میز است، ولی همیشه تحلیلگرهای خودشان هم گفتهاند که جنگ با ایران به مصلحت نیست. مقامات آمریکایی میدانند که اگر با ایران وارد جنگ شوند، شرایط منطقه به گونهای رقم خواهد خورد که کسی نمیتواند عاقبت آن را پیشبینی کند و مصالح آمریکاییها چنین چیزی را اقتضا نمیکند. بر همین اساس است که حتی متحدان آمریکا نیز این تهدیدها را جدی نمیگیرند.
در مقابل، ایران همواره نشان داده که از یک منطق و اصول همیشگی در سیاست خارجی خود پیروی کرده و آنچه مربوط به جمهوری اسلامی ایران میشود، این است که ما باید به افکار عمومی جهان ثابت کنیم که اهل مذاکره هستیم و برای اثبات حقمان هیچگاه به خشونت متوسل نمیشویم، بلکه منطق داریم. تهران همواره تاکید کرده که چیزی بیش از حقوق خود نمیخواهد و همانطور که در معاهده انپیتی تاکید شده تمام کشورهایی که این معاهده را امضا کردهاند حق استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای را دارند. تهران نیز از امضاکنندگان این معاهده است و مثل بقیه کشورهای عضو، نظارت را قبول دارد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران نظارت میکند. همچنین کشورمان به تمام تعهداتی که داده عمل کرده و حتی در گذشته، پروتکل الحاقی را که مجلس هم تصویب نکرده بود، به طور داوطلبانه برای مقطعی کوتاه اجرا کرد. دلیل آن هم ملاحظاتی بود که در آن دوره وجود داشت و جمهوری اسلامی ایران میخواست به دیگران ثابت کند که قصدی جز فعالیت صلح آمیز هستهای ندارد. اکنون نیز تهران اعلام کرده که همچنان برای اعتمادزایی حاضر است گام بردارد و تلاش کند تا اگر نگرانی واقعی از سوی برخی کشورها وجود دارد از طریق افزایش نظارتها یا برخی اقدامات دیگر، برطرف شود اما همه اینها بستگی به این دارد که چنین نگرانیهای ادعایی، واقعی باشد و طرفهای مقابل نخواسته باشند مقاصد دیگر خود را از طریق تسویه حساب در مذاکرات هستهای، جامه عمل بپوشانند.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....