حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
امید اول: دولتمردان حوزه فناوری اطلاعات ایران طی سالهای اخیر رویکرد مدرنتری نسبت به گرایشهای جهانی در حوزه آیتی پیدا کردهاند. حضور فیزیکی ایران تقریبا در تمامی نمایشگاههای بینالمللی تجسم مادی این جریان است که از پاویون در جیتکس و کنگره جهانی موبایل شروع شده و به سبیت و حتی رویدادهایی مانند بریج میرسد. البته تجسم عملی این جریان را میتوان در متعادل شدن رویکرد اجرایی موضوعاتی مانند پایش اینترنت، توسعه محتوا و کارآفرینی دید که هرچند تاکنون فاقد دستاوردهای عملی ملموس بوده، ولی دستکم از عصر سنگاندازی گذشته است.
امید دوم: برآیند جامعه صنفی رایانهای ایران طی ماههای رو به پایان هرچند بسختی و دردناک، ولی گامهایی برای اتحاد برداشته تا پس از یک دهه سختی و گسستگی سرانجام میان واژههایی همچون تهرانی و شهرستانی یا سختافزاری و نرمافزاری پل بزند. حرکت مجامعی همچون سازمان نظام صنفی رایانهای کل کشور به این سمت، با وجود کندی و تردیدهای فراوانی که در آن به چشم میخورد، شایان قدردانی است. از همین رو میتوان امیدوار بود با حضور طیفی اندک، ولی نوگرا و جوان در جمع ریشسفیدان صنفی، شاید این دیدگاهها هم بیشتر به جریانات حقیقی و ماندگار فناوری در ایران نزدیک شود.
امید سوم: قاعده هرم قدرت در جامعه فناوری اطلاعات ایران، جامعه بزرگ، ولی اغلب نادیده انگاشته شده توسعهدهندگان، برنامهنویسان و کارشناسان هستند که در تمامی این سالهای رشد بازار فناوری اطلاعات ایران فاقد صدا، تریبون و حتی حقوقی مختص خود بودند. تغییر موضع دولت و صنف در برابر این گروه طی سال گذشته باعث شفاف شدن بیشتر افق پیش روی توسعهدهندگان شد و در حالی که گزینه خروج از کشور نقشی کلیدی در از دست رفتن این موتور انسانی ـ که کشور هزینه تحصیل و تعالی آنها را سالهاست پرداخته ـ بازی میکند، دستکم حالا گزینه جدیدی نیز مطرح شده که در یک کلمه بیشتر و بیشتر تکرار میشود؛ استارتآپ.
به لطف سه امید بالا تولد و توسعه شرکتهای نوآور و فناور در حوزه ارتباطات امیدی را برای باقی ماندن این جوانان در مرز و بومشان و یاری کردنشان به ساختن و رونق آینده کشور فراهم کرده که دیگر نهتنها یک امید، بلکه یک خواسته است. به امید سالی بهتر و برتر.
آرش برهمند سردبیر ماهنامه پیوست
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....