اما او به عنوان فیلمساز هم آدم شناختهشدهای است. عشقهای جنونآسا، گناهان فاجعهانگیز، خشونتهای کلامی که به خشونت فیزیکی میکشد، آدمهای روانپریش و بیپروا، یک خانم به نام مشرقی که معمولا قربانی است و در نهایت قربانی هم میکند؛ زنی که هم دلت میسوزد هم حرص میخوری از او. سرنوشتهای تراژیک احساسات شبیه به احساسات بدوی و نامکشوف انسان که در تضاد با ظاهر متمدن و زرق و برق درخشان زندگیشان قرار میگیرد و انگار درون و بنیان غرایز مخوف آدمهایی ریاکار را روشن میکند و به جنون میکشاند. این مضمون چیزی غریب نیست، چند نفر از فیلمسازان مهم تاریخ سینما که فیلمهایشان بهترینهای تاریخ سینما را تشکیل میدهد و تبدیل به الگویی برای داستانگویی شدهاند چنین مضامینی را گسترش دادهاند. هیچکاک همین درون هراسناک را کاوید و پشت آن ظواهر شیک، مجلل، امن و مطمئن، ناامنی بنیادین بودن در جهان را تصویر کرد. رومن پولانسکی با نمایش سرخوشی، حضور شیطان را در زندگی مدرن و بیخبری انسان را در میان ظاهری از شوخطبعی و پاکی به فیلم بدل کرد. در کنار اینها فیلمسازی مثل دیوید لینچ بدون ظاهرسازی این وجوه ترسناک، غریزی و گاه شیطانی را به ظاهر فیلم برد و اینگونه نشان داد که حتی ظاهر زندگی ما در خیلی از موارد هذیانی و ناامن است، چه رسد به باطن آن. با این اوصاف میتوان گفت که فیلمساز متوسطاحوال ایرانی ما، یعنی آقای جیرانی که شاید خود هم در برابر این مقایسه لبش را گاز بگیرد و بگوید استغفرالله، مضامین آشنا و قابل اطمینانی را به مضامین اصلی فیلم خود تبدیل کرده است. قرمز، آب و آتش، سالاد فصل، شام آخر، من مادر هستم و...
حال چنین فیلمسازی برای بار دوم کمدی ساخته است. کمدی خوابزدهها که بتازگی به شبکه نمایش خانگی آمده است، اثری است که باوجود کمدی بودن، این مضامین را در خود دارد و البته کمی با جهان مرگ و فراواقعیت شوخی کرده است. فیلم از همان شخصیتهای دیوانه و ناآشنای همیشگی جیرانی ساخته شده است و فضاها غریبی را با کمدی ترکیب کرده است.
فیلمهای جیرانی معمولا خوب و سرگرم کننده شروع میشوند، متوسط و سرگرم کننده ادامه پیدا میکنند و سردرگم و سرگرمکننده تمام میشوند. خوابزدهها هم از این قاعده مستثنا نیست، هرچند که میتوان به آن خندید و فضاهای متفاوتتری نسبت به کمدیهای مرسوم ایرانی را در آن تشخیص داد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)