تکان دادن زنبیل در طول مسیر نانوایی تا خانه یکی از تفریحات سالم بود. حجم زنبیل بزرگ بود و خودش به صورت خودجوش در دست کودکان حرکات موزون انجام میداد. حجمش آنقدر زیاد بود که بخشی از خوردنیهای بازار را در خودش جا میداد. میتوانستی داخلش چند قرص نان سنگک کنجددار بگذاری و کنارش پاکتهای سیب و پرتقال را هم جا بدهی. داخل صف نانوایی به تعداد متقاضیان «نان» ایستاده در صف زنبیل میدیدی. گاهی وقتها آدمها خودشان توی صف نبودند؛ ولی زنبیلشان بود. اصطلاح زنبیل گذاشتن از همان جا درست شد. مردم دیروز آنقدر برای زنبیل قدر و اهمیت قائل بودند که آن را به نمایندگی از خودشان در صف نانوایی میگذاشتند. زنبیل مثل یک آدم زنده جلو میرفت تا نوبتش برسد و...
امروزه زنبیلها جای خودشان را به کیسههای پلاستیکی دادهاند. در میوهفروشی و سوپرمارکت و نانوایی همه مواد مورد نیاز شما را داخل کیسه میکنند و تحویلتان میدهند. وقتی به خانه برمیگردید دور و برتان پر از کیسههای پلاستیکی میشود؛ کیسههایی که داخل هم فرو میروند و گوشه آشپزخانه جا خوش میکنند. ماموریت اصلی این کیسههای غیرقابل بازیافت، آلوده کردن محیطزیست است. زنبیلهای قرمز رنگ با آب و باد و خاک مهربان بودند؛ برخلاف کیسههای پلاستیکی که دشمن شماره یک طبیعت و محیطزیست هستند.
ده بیست سالی میشود که کسی در کوچهها فریاد نزده است «آی خونهدار و بچهدار زنبیل رو بردار و بیار». در روزهایی که زنبیلها با فضای آشپزخانه خداحافظی کردهاند این درخواست بیپاسخ خواهد ماند. دیگر زنبیلی برای بیرون بردن وجود ندارد.
سروش امیدوار
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)