آدم‌ها و چمدان‌ها

گاه‌شمار سفر با بستن چمدان جان می‌گیرد؛ کدام را با خود همسفر کنم و چه چیزها را وا گذارم. بارها شاهد تکاپوی مسافران ماتم‌زده‌ای بوده‌اید که به‌تنهایی چند چمدان را از پله‌های هواپیما بالا می‌بردند و در آرزوی دست یاریگری در حمل آنها بوده‌اند.
کد خبر: ۷۵۹۹۸۴

مسافران مشکوک به مقصد، مسافران هراسان از گذاشتن و رفتنی که چمدان‌هایشان را پر اطمینان می‌کنند! این مسافران به پاس لذت مالکیت و باز کردن چمدانی پر از گذشته؛ شکستن چرخ چمدان نامرغوب، سردرگمی حاصل از اغتشاش بارها و بلندی غیراستاندارد پله‌های قطار و هواپیما را تاب می‌آورند.

این مسافران بیشتر آدم ماندن هستند تا رفتن؛ آدم‌هایی که نتوانسته‌اند از لباس‌ها و کفش‌هایشان و کتاب‌های چیده شده در کتابخانه‌شان بگذرند. اینها داخل کمدشان را گردگیری می‌کنند، دانه دانه وسایل را بیرون می‌آورند؛ بالا می‌گیرند و خوب تماشا می‌کنند. شاید هم حتی گریه کنند، دلشان برای خودشان بسوزد و یاد تمام لحظاتی بیفتند که یک کفش داشته‌اند. در چنین موقعیتی با عیارسنجی تعداد کیف‌ها و روسری‌هایشان به قدمت زندگی‌شان پی می‌برند؛ به قدمت خواسته‌ها، سلیقه‌ها و ناکامی‌هایشان!

برای همین است که بستن چمدان نیازمند یک روحیه است؛ روحیه‌ای که تاب از دست دادن داشته باشد و تاریخ را قلم بگیرد. کفش را کفش، پیراهن را پیراهن، کتاب را کتاب و عکس را عکس ببیند و همین. اما فقدان این روحیه، معمولا مسئولیت بستن چمدان را به دیگری واگذار می‌کند، نزدیک‌ترین کسان. برای همین هم هست که اگر دقت کافی و سرکشی نشود و انبوه وداع‌ها و زنگ‌های مکرر تلفن؛ جایش را بگیرند؛ احتمال جا ماندن ضروری‌ترین چیزها می‌رود!

اما دست به کمر ایستادن و دعوای بقیه را برای تصاحب وسایل خارج از چمدان مدیریت کردن، هم روحیه‌ای است. کتانی را تو بردار! این بلوز اندازه تو نیست! دست نزن، این را می‌خواهم ببرم! شاید با این مختصات غصه دیدن لباس‌ها به تن دیگری از بین برود تا به جای خاتمه دادن عمر اشیا به حیات دوباره آنها دل خوش کرد.

چمدان! همه اشیای خواستنی یک مسافر، داخل یک چمدان جا می‌گیرد تا در تمام طول مسیر، همسفر باشد. این اشیا معصومانه و در سکوت همه سکوها، راهروها، صف‌ها و فرودگاه‌ها را قرار است با مسافر همراه باشند و تصویر آشنایی برایش داشته باشند. شاید برای همین هم هست که مسافرها مدام چشم به چمدان‌های هم دارند، به رنگ، شکل و اندازه‌شان، به اضافه‌بارها و حتی محتویات چمدان‌ها!

تماشای بسته‌های آجیل و نبات، بیژامه، ناخن‌گیر و سوزن نخ، سشوار و کتابچه‌های آموزش زبان در سفر، حس امنیت مشترکی به همه مسافران می‌دهد! شاید حتی آنها را به یاد کاستی‌های چمدانشان بیندازد یا رفتار ناشیانه‌ای که هنگام بستن چمدان از خود نشان داده‌اند! ساک، کوله‌پشتی و کیسه‌های نایلونی خرید بخش دیگری از بار سفر را حمل می‌کنند که اتفاقا بخش عظیمی را هم شامل می‌شود که معمولا بالای صندلی، جلو یا روی پاها جا می‌گیرد.

این چنگ و دندان نشان دادن وسایل و سلطه اشیا بر مسافران، جهانی از تشویش و هراس به ارمغان می‌آورد؛ جهانی که با دیدن چمدان‌های کوچکی که برخی مسافران به دست گرفته‌اند بیشتر و بیشتر می‌شود. چمدان‌هایی که شاید فقط برای یک حوله و مسواک جا دارند و چرخش موج گونه چرخ‌هایشان و قدرت مانور بالای صاحبشان در حمل آن، حسرت و اندوهی بزرگ در دیگران ایجاد می‌کند. اگر یک روز برای بدرقه یا خوشامدگویی یک مسافر رفتید، اولین کار که شاید بیش از هر چیز، باعث خوشحالی‌اش می‌شود، گرفتن چمدان‌اش است؛ چمدانی که حاوی رازها و قصه‌هایی است که فقط خود مسافر می‌داند.

پریسا برق‌نورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها