آرمان بندری در لحظه خاص، تصمیم اساسی را گرفته و حتما میتواند لقب قهرمان را به خود اختصاص دهد؛ آن روزی که میتوانست برگردد، اما ماند تا نیروهای خودی را از خطر حمله دشمن آگاه کند، یک تصمیم گرفت، تصمیمی که به قیمت اسیر شدنش تمام شد، این همان یک لحظه مورد نظر است، لحظه سرنوشتساز، لحظهای که میتواند شما را قهرمان کند.
شرایط را پیش چشمتان مجسم کنید، در دست دشمن اسیر هستید و دشمن شرط زنده ماندنتان را خیانت میگذارد، تهدید میکند و... شما مجبورید تصمیم بگیرید، آن لحظه تصمیم درست را گرفتن و اجرا کردن دل شیر میخواهد. تا پای جان ایستادن خودش یک جور قهرمانی است و هیچ ربطی به گذشته و آینده ندارد. برآیند زندگی آرمان بندری همان لحظههای قهرمانانه است؛ لحظههایی که تصمیمش را گرفت و به کشورش پشت نکرد و کاری کرد که باید میکرد، آن لحظهها و آن تصمیمها را باید هزاران بار قاب گرفت. حالا هر چه قدر هم که آقای آرمان بندری بخواهد از کنار آن با واژههای معمولی عبور کند، آن تصمیم معمولی نیست.
قصه واهیک را هم البته نباید فراموش کرد؛ شهیدی از اقلیت دینی ارمنی که آنچنان بر سر تصمیم و انتخابش مصمم بود که حتی به مرخصی نیامد... مهم نیست که هیچکس نمیداند او چگونه شهید شد، اما او به عنوان یک قهرمان نامش تا همیشه زنده است. این قصههاست که به ما گوشزد میکند، قهرمان شدن میتواند در یک فرصت اتفاق بیفتد پس باید یادمان باشد در آن لحظه درست تصمیم بگیریم.
افشین خماند
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)