قطبنمای درونیتان میتواند به شما کمک کند نیازهای واقعی را از نیازهای مصنوعی تشخیص دهید. در حقیقت نیازهای روحی، نیازهای واقعی محسوب میشود؛ نیازهایی مانند خلاقیت، عشق ورزیدن و درک واقعی هستی و سازندگی، قدرت درون، رها شدن از ترس و بودن در کنار کسانی که به دنبال نیازهای واقعیشان هستند. وقتی شما هدایای معنادار به روحتان بدهید، روحتان نیز شما را به کمال میرساند؛ در غیر این صورت فقط در عذاب و ناراحتی زندگی خواهید کرد. همانطور که وقتی به دیگران عشق بورزید، میتوانید این محبت را نیز از دیگران دریافت کنید و چنانچه محبتی به کسی نداشته باشید، کسی هم شما را دوست نخواهد داشت و به مرور پژمرده میشوید.
اگر به روح و روان خود مجال بدهید و با آن در ارتباط باشید به شما درسهایی از شفقت و دانایی میدهد که هیچیک از حواس پنجگانهتان نمیتواند از پس چنین کاری برآید. درواقع با شناخت نیازهای واقعی به روحتان قدرت میبخشید. هر چقدر شما از خلاقیت و شفقتتان نسبت به دیگران و هر چه در جهان هستی وجود دارد مسئولانهتر استفاده کنید، روح و روانتان را قدرتمندتر و فهیمتر میکنید و در کل به انسانی سالم تبدیل میشوید.
از طرفی نیازهای مصنوعی مانند اصرار به کنترل دیگران و محیط زندگیتان، کسب آبرو و احترام، حسادت دیگران را برانگیختن، اصرار به اینکه همیشه حق با شماست و داشتن قدرت خارجی از ترسهای موجود در شخصیتتان ناشی میشود. درواقع از آن نیازها برای جلب توجه دیگران یا کسب اعتبار کسب استفاده میکنید. یا به عبارتی از این نیازها بهره برده تا احساس امنیت و باارزش بودن کنید. پس هر زمان که احساس ناامنی و کمتوانیتان بیشتر میشود، این نیازها خود را قویتر نشان میدهد. مثلا ممکن است بشدت از سر و صداهای همسایهتان عصبانی شوید یا مدام اعتراض کنید که چرا فلان فروشنده بیادب است یا همکارتان چرا با شما محترمانهتر رفتار نمیکند و از این دست شکایتها. درواقع در اینگونه مواقع این خود شما هستید که احساس ناتوانی میکنید و به جای اینکه مشکل اصلی را هدف قرار دهید به دنبال قدرتهای بیرونی میروید. رفتار دیگران هرگز نمیتواند موجب رشد معنویتان شود، بلکه واکنش احساسی شما نسبت به دیگران چنین رشدی را فراهم میکند. هر زمان که بتوانید نیازهای واقعی و مصنوعیتان را بشناسید، میتوانید بده و بستان طبیعی با محیط زندگیتان داشته باشید و منعطفتر رفتار کنید. وقتی نیازهای واقعیتان را بشناسید، زندگیتان پرمعناتر شده و راحتتر مفهوم هستی را درک میکنید، اما به دنبال برطرف کردن نیازهای مصنوعی رفتن موجب میشود زندگی تهی و پوچی داشته باشید.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)