مگر می شود تیم فلسطین را در چارچوب عادی فوتبال قضاوت کرد؟این تیم چه رابطه ای با آماده سازی فوتبال می تواند داشته باشد،وقتی ورزشکاران آن حتی در رفت و آمد دچار مشکل هستند؟طبیعی است که این تیم از ژاپنی ببازد که بازیکنان آن با فناوریهای روز رصد می شوند و قراردادهای میلیون دلاری امضا می کنند با تیم فلسطین مقایسه کرد که بازیکنانش درتیم های لیگ فلسطین بازی می کنند ...وفوتبال آن وقت زیباتر است که از نتیجه گذشت وهدفی بزرگتر را در نظر داشت.آن جاست که فوتبال دیگر وسیله است .
نمیدانیم بچههای غزه، بچههای کرانه باختری، بچههای همه جاهایی که با بمب و گلوله و سنگ، بزرگ شدهاند، تا چه اندازه تیمی را که این روزها در استرالیا با نام فلسطین به میدان میرود تیم خودشان میدانند و با آن همذاتپنداری میکنند، نمیدانیم بچههایی که سرمای زمستان را با خرابههای ناشی از اشغال پشت سر میگذارند، این روزها حوصله فوتبال دارند یا نه... شاید داشته باشند، عکسها میگویند دارند... خبرها هم میگوید که فلسطینیها از فوتبال برای اثبات بودن استفاده میکنند، آنجا که پرچمشان بالا میرود، آن زمان سرود ملی این تیم نواخته میشود،فلسطین فریاد میزند که فلسطین است.
تیم فلسطین با هر نتیجهای که جام را ترک کند،یک قهرمان برای جام ملتهای آسیا محسوب میشود. این تیم کارکردی فراتر از شوتها و گلها و امتیازها دارد. این تیم، تیمی است برای فریاد، برای اثبات، برای یادآوری... این تیم تیمی است که خلاصه کردن آن در یک تیم فوتبال، کم دیدن آن است.
فلسطین تیمی است که به غیراز تیم ملی ایران دوست دارم که یک پیروزی به دست آورد یا لااقل یک گل بزند، نه به هیچ دلیل سیاسی که فقط و فقط به خاطر لحظهای شاد شدن کودکان خرابههای فلسطین.
افشین خماند
دبیر گروه ورزش