برخی از سربازی نرفتهها دلیل موجه دارند و میگویند تحصیلات دانشگاهی مانع آغاز سربازیشان شده، برخی هم شغل آزاد را بهانه میکنند و میگویند اگر به سربازی میرفتیم کارمان را از دست میدادیم، اگر حالا یک شاغل بدون کارت پایان خدمت هستیم، آن وقت یک بیکار با کارت پایان خدمت بودیم!
برخی دیگر هم در تمام امور زندگی نصفهنیمه هستند حتی در سربازی رفتن. فارغ از این که چقدر از این حرفها صحیح است و چقدرش ناصحیح، با توجه به قوانین کشور، سربازی رفتن یک امر بسیار مهم است که نهتنها در عرصههای اجتماعی ـ اقتصادی نقش مهمی ایفا میکند که در امر خیر ازدواج هم برای خودش وزنه سنگینی محسوب میشود.
ملیحه بیست و هشت ساله درباره معیار سربازی رفتن در خواستگارانش میگوید: تا دو سال پیش به تحصیلات و شغل اهمیت زیادی میدادم و میخواستم همسرم حداقل مدرک فوقدیپلم داشته باشد و در جایی کار کند که حقوقش ثابت باشد، حالا که در این موارد سختگیری نمیکنم، نوبت به سربازی رسیده است، تا به حال سه خواستگار داشتم که به دلیل سربازی نرفتن آنها را رد کردم. راستش هر چه فکر میکنم میبینم از این ملاک نمیتوانم کوتاه بیایم، زیرا تمام زندگیام را تحت تاثیر قرار میدهد.
از نظر بسیاری از دنیا دیدگان، سربازی نرفتن یک پسر علاوه بر این که مشکلاتی در آینده ایجاد میکند، علامت نوعی مسئولیتناپذیری و بیتعهدی است. برخی از بزرگترها معتقدند که وقتی کسی به این وظیفهاش عمل نمیکند و حتی با وجود مشکلاتی که سربازی نرفتن ایجاد میکند باز هم از آن فرار میکند، فرد مناسبی برای مراقبت از دخترشان نیست به همین دلیل هم به خواستگاران سربازی نرفته اجازه ابراز وجود نمیدهند، برخی هم پس از این که میفهمند فلان خواستگار سربازی نرفته، در بهترین شرایط اگر همان اول جواب «نه» ندهند، داشتن کارت پایان خدمت را شرط پذیرش وی قرار میدهند.
محمد بیست و شش ساله از همین دسته است، او میگوید: شغل من آزاد بود و سربازی نرفته بودم، وقتی برای خواستگاری به منزل دختر مورد علاقهام رفتم، خانواده دختر با تمام شرایط من موافقت کردند و تنها شرطی که برای ازدواج ما مطرح شد این بود که من به سربازی بروم.
دوراهی سختی بود یا باید از دختر مورد علاقهام چشمپوشی میکردم یا باید به سربازی میرفتم، در نهایت راه دوم را انتخاب کردم، همین که دوره آموزشیام تمام شد، عقد کردیم و دو ماه بعد از اتمام خدمت سربازی هم عروسی گرفتیم. راستش سخت بود هم برای من، هم برای همسرم زیرا هر چه باشد آنها هم دو سال معطل من شدند، اما حالا که فکرش را میکنم، میبینم میارزید. حالا هم با کسی که دوستش دارم زیر یک سقف زندگی میکنیم و هم کارت پایان خدمت دارم، ضمن این که خانواده همسرم من را مثل پسرشان دوست دارند، آنها میگویند من با سربازی رفتنم نشان دادم که علاقهام سطحی و گذرا نبوده و میشود به من اعتماد کرد.
اما حمیدرضا که 27 سال دارد و مجرد است، میگوید: من 18 ماه خدمت کردم ضمن اینکه شش ماه اضافه خدمت در جزیره ابوموسی داشتم ولی فکر نمیکنم الان که به خواستگاری بروم این موضوع چندان مهم باشد که سربازی رفتهام یا چند ماه و چطور خدمت کردهام. شاید کیفیت خدمت کردن پسران در مدت زمانی که در سربازی به سر میبرند چندان اهمیتی نداشته باشد، اما به پایان رساندن این دوره بسیار مهم است، تعدادی از سربازان هستند که مدتی پس از شروع سربازی آن را نیمهکاره رها میکنند و به قول معروف سرباز فراری محسوب میشوند، این شرایط نه تنها ازدواج را سخت میکند که همان زندگی مجردی را هم به کام انسان زهر میکند.
اما اگر شما دختری هستید که یک خواستگار با تحصیلات عالی دارید چه؟ آیا باز هم او را به دلیل نداشتن کارت پایان خدمت رد میکنید؟ با یک حساب سرانگشتی ساده دستتان میآید که اگر پسری پس از تحصیلات دبیرستان راهی دانشگاه شود، پس از آن هم وارد مقطع کارشناسی ارشد شود تا بیست و پنج سالگی نمیتواند سربازی برود ضمن اینکه اگر بخت با او یار بود و توانست در مقطع دکتری پذیرش بگیرد حالا سه چهار سالی هم باید منتظر اتمام تحصیلاتش در این مقطع بماند. با این حساب تا سی سالگی مجبور میشود فکر زن و زندگی را از سرش خارج کند. در حالی که اگر به ویژگیهای شخصیتی وی توجه کنید و مسئولیتپذیری، تعهد و وظیفه شناسیاش را در نظر بگیرید، آنگاه پاسخ رد دادن تنها به دلیل سربازی نرفتن پاسخ عاقلانهای نیست. شاید بگویید دو سال سربازی آن هم پس از زندگی مشترک سخت است، حرفتان قبول، اما این را هم در نظر بگیرید که دولت برای خدمت کردن افرادی که تحصیلات بالایی دارند و ازدواج هم کردهاند شرایط نسبتا بهتری فراهم کرده است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)