حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
دنیای امروز، جای آدمهای ماهراست. در کشورهای پیشرفته، تکنیسینها را بیشتر از مهندسها جذب میکنند و آرایشگرها، طراحان دکوراسیون و لباس، حتی آشپزها زندگی مرفهی دارند. پشت شعارهر دانشآموز یک مهارت هم همین موضوع خوابیده، چون خیل عظیم بیکاران مدرک به دست بعد از یک دوره طولانی غفلت، حالا ما را به خودمان آورده که باید از لفظ دهان پرکن مهندس و دکتر فاصله بگیریم و آدمهایی را تربیت کنیم که مهارتشان امورات کشور را بگرداند.
شعارهر دانشآموز یک مهارت البته خواسته تازهای در جهان نیست، سال هاست که چینیها این شعار را سرلوحه کار خود قرار دادهاند و با شعارهر چینی یک مهارت، دانشآموزان و افراد خارج از سیستم آموزشی را طوری آموزش میدهند که دستکم یک مهارت داشته باشند و در اداره زندگی خود درنمانند. چینیها در اجرای این طرح موفق بودهاند واین اقتصاد غولپیکر حالا به دست زنان و مردانی میچرخد که لزوما تحصیلات دانشگاهی ندارند، ولی چون ماهرند اجناسی تولید میکنند که در بازارهای سراسر جهان مشتری دارد.
ما هم قصد داریم در این راه قرار بگیریم و موضوع هر دانشآموز یک مهارت را مطرح کردهایم تا به نقطهای مشابه برسیم، ولی فعلا درابتدای راهیم و تا پایان راه، کاری دشوار پیش رو داریم. موضوع مهارت آموزی دانشآموزان در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیز بیان شده، یعنی در اصل این بحث ابتدا در این سند مطرح شد و بعد دهان به دهان چرخید و به یک مطالبه تبدیل شد. سند تحول میگوید سیستم آموزشی باید کمکم به نقطهای برسد که تربیت یافتگان در آن حداقل یک مهارت مفید برای تامین معاش حلال داشته باشند به طوری که در صورت جدایی از نظام تعلیم وتربیت رسمی در هر مرحله، توانایی تامین زندگی خود و اداره خانواده را داشته باشند.
سری چرخاندن در محیط زندگی و گشتن میان دانشآموزان فامیل و دوستان و آشنایان تائیدی است براین که ما با این خواسته سند تحول چقدر فاصله داریم. این فاصله ایجاد شده چون دهههاست ساختار جامعه و خانوادههای ما تغییر کرده و تنها وظیفه فرزند، درس خواندن تلقی شده، آن هم درسی که آخرش به مدرک مهندسی یا دکتری یا شغلهایی مثل وکالت و مدیریت ختم میشود.
همین طرز تلقی است که باعث و بانی تربیت دانشآموزان بیمهارت در کشور شده که البته خانوادهها و فرهنگشان تنها مقصر اصلی این ماجرا نیستند، بلکه سیستم آموزشی هم ضعیف عمل کرده که اینطور شده است. در فرهنگ عامه، کسی که در دبیرستان رشته نظری نمیخواند و به هنرستانها و مدارس فنی و حرفهای و کار دانش میرود در جرگه دانشآموزان تنبل و بیاستعداد طبقهبندی میشود که آموزش و پرورش هم خواسته یا ناخواسته به این تفکر عامه دامن میزند و به این ترتیب رشتههای غیرنظری تو سری میخورند. این جریان در حال وقوع، حرکتی خلاف جریان آب است که ما هنوز در آن غوطه میخوریم. مسیر آب این است که دانشآموزان بر حسب استعدادشان در رشتههای مختلف تحصیلی حاضر شوند و بابت انتخابشان شماتت نشوند، یعنی در مسیر پیشرفت قرار بگیرند و مردم هم توجیه باشند که با این کار بهترین و درستترین اتفاق رخ داده است. خلاف جریان آب هم که ما میرویم این است که همه را مجبور کنیم در رشتههایی خاص تحصیل کنند بدون این که بدانیم علاقهشان در چیست و استعدادشان در کدام بخش است.
اما این روزها که دستکم درکلام از طرح هر دانشآموز یک مهارت صحبت میشود، میتوان خوشبین بود که اگر توزیع دانشآموزان در رشتههای مختلف تحصیلی عاقلانه و منطقی نیست، هر دانشآموز شانس آموختن یک مهارت را دارد که اگر در مسیر زندگی آیندهاش از بابت انتخاب رشته، به جایگاه دلخواه نرسید، مهارت آموختهاش دست او را بگیرد و برایش گرهگشایی کند. ولی این اتفاق نیز به کندی پیش میرود، به طوری که از آغاز برنامه هر دانشآموز یک مهارت از استانها یا خبری نمیرسد یا اگر اندک خبرهایی وجود دارد، از آغاز کار در آیندهای نزدیک خبر میدهد. این برنامه را اما باید جدی گرفت. مهارت، لازمه زندگی امروز است و مدارس بهترین مکان برای تربیت نیروهای ماهر. آمارهای رسمی هم نشان میدهد دانشآموزانی که تا به حال در مسیر مهارت آموزی قرار گرفتهاند (دانشآموزان فنی و حرفهای و کاردانش) راحتتر شغل پیدا کردهاند، همان کسانی که آذر امسال، معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش اعلام کرد 90 درصدشان جذب بازار کار میشوند.
ما زیاد فرصت نداریم، وقت واقعا تنگ است، همین چند روز پیش واحد مرکزی خبر به نقل از مسلم خانی، مشاور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اعلام کرد که به طور میانگین هر دقیقه یک نفر به بازار کار اضافه میشود. پس اگر از هر 60 نفری که در هر ساعت به این بازار وارد میشوند نیمی از آنها بیمهارت باشند، پیداست که وضع آیندهمان چه خواهد بود.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....