حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این مدت برای فراموش کردن آن شب تلخ و همه اتفاقاتی که در آن افتاد، کافی نیست. خیلی از برزیلیها آن را انکار میکنند و برخی دیگر از این آخرالزمان فوتبال، شوکه هستند. دوآتشهها، آنهایی که جنجالهایشان در فوتبال برزیل معروف است، آنها که از شکست برزیل مریض میشوند و شاید به تیم ملی کشورشان در جام جهانی 2014 بیش از هر کس دیگری امید بسته بودند، یکبار دیگر امید داشتند تیمشان در پیراهنی متفاوت از آنچه در سال 1950 بر تن کرده بود، آن راهی را که در آن سال طی کرد باردیگر نرود و همه چیز با آن روزی که برزیل در خانه مقابل اروگوئه تن به شکست داد و از رسیدن به قهرمانی دستش کوتاه شد، متفاوت باشد اما این امیدها رنگ باخت و بیرنگ شد. آنها پس از نامیدی از تیمشان از فوتبال هم ناامید شدند، دیگر فوتبال را فوتبال کثیف مینامیدند. آنها پشت نیمکت تیمشان نشسته بودند و براحتی میتوانستند نتیجهای را که روی اسکوربورد ورزشگاه ثبت شده نگاه کنند.
در گوشه دیگر ورزشگاه آنهایی نشسته بودند که نسبت به اسکوربورد زاویه داشتند و متحیرانه تلخترین شکست موفقترین تیم جامجهانی را در آن نگاه میکردند. آنهایی که اظهار نظرهایشان دوستانهتر بود و همه جوانب را برای منافع ملی در نظر میگرفتند. آنها ابدا تمایل نداشتند حتی پس از بازی حقارتبار تیمشان به آن دیدی بد داشته باشند و این تیم را با همان تیم سال 1950 مقایسه کنند، اما میدانستند حتی یک بازی هم میتواند فوتبال برزیل را به لرزه درآورد.
مشاجره بین این دو گروه از هواداران کم و بیش وجود داشت، اما در این شش ماه همه چیز به روال عادی بازگشته و حالا دیگر بین آنها هیچ تفاوتی وجود ندارد. برزیل خیلی زود به الگوی زندگی همیشگیاش؛ همانی که با آن آشنا بود و احساس راحتی داشت، بازگشت. از جنگ و جدلها درباره ورزشگاه خبری نیست. اعتصابها و تظاهرت خیابانی به یک خاطره دور و دراز بدل شده و آن غرولندها و شکایتهایی که در آن مقطع اثر منفی روی مسابقات گذاشته بود، دیگر وجود خارجی ندارد و مردم برای رسیدن به آن حتی عشق اول خودشان را پس زده بودند، حالا به نظر میرسد به یک آرزوی کوچک برای تغییر بدل شده است.
از فیل بزرگ تا مرد یخی
ژوکا فوری، روزنامه نویس برزیلی میگوید: «پذیرش خاطره تلخ بازی نیمه نهایی هنوز برای مردم برزیل آسان نیست، اما این نتوانسته روی تغییرات بزرگی که آنها میخواستند اثر بگذارد. آن نتیجه شرمآور بود و باعث سرافکندگی ملی شد. آن بازی به این زودیها فراموش نمیشود، اما دلایل آن کاملا مشخص است و دربارهاش بحثی وجود ندارد. هیچ چیز را نمیتوان پشت تعویض مربی پنهان کرد.»
پس از جام جهانی لوئیز فیلیپه اسکولاری از تیم ملی کنار گذاشته شد، اما بلافاصله هدایت تیم را گرمیو به عهده گرفت. تیم او اکنون در رده هفتم لیگ برزیل قرار دارد و با تیم صدرجدولی کروزیرو 19 امتیاز فاصله دارد. جداییاش از تیم ملی برزیل از رفتن او به تیمی دیگر جلوگیری نکرد اما به جایش مردی روی نیمکت آمد که از سال 2006 تا سال 2010 هدایت سله سائو را بر عهده داشت. دونگا که تیمش در جام جهانی 2010 اوضاع بهتری از تیم اسکولاری نداشت، حالا باردیگر عهدهدار سرمربیگری تیم ملی کشورش است. تیمی که به کارهای دفاعی علاقه زیادی دارد، فیزیکی بازی میکند و هیچ رنگ و بویی از برزیل در آن دیده نمیشود و پس از جام جهانی توانسته هر شش بازی خودش را ببرد و رکورد 14 گل زده و یک گل خورده را بر جا بگذارد.
روسف؛ بازهم در دفتر کار
در بعد سیاسی هم اتفاق عجیبی رخ نداد و واکنشها به ناکامی فوتبال در سیاست به مراتب کمتر بود. رئیسجمهور دیلما روسف با رای مردمی که در آغاز بازی ها او را مورد هجمه خودشان قرار داده بودند، باردیگر به دفترش بازگشت، اما این بار اطراف دفتر او ساکتتر از چند ماه قبل بود و دیگر صدای اعتراض مردم به گوشش نمیرسید. از سوی دیگر رئیس فدراسیون فوتبال برزیل هم هنوز سر جای خودش است. خوزه ماریا مارین در فدراسیون است و نخستوزیر ورزش برزیل، آلدو ربلو تا آخرین هفته از حضور دولت قبلی در پست خود حضور داشت و سپس به وزارت علوم رفت. گرچه تحقیر بازی نیمه نهایی هنوز در ذهن آنها مانده اما برایشان جامجهانی یک موفقیت بود، زیرا این رقابت به ترس وحشتناکی که از تظاهرات مردم بر آنها غلبه کرده بود، پایان داد و همه اتفاقات تلخ گذشته را به دست فراموشی سپرد.
مردم هم به روال زندگی عادی خودشان برگشتهاند و بازهم تلاش گذشته خود را انجام میدهند تا بهترین باشند. آنهایی که مورد خشم مردم بودند باردیگر قهرمان شدند. «فرد» که در طول بازیهای جام جهانی فقط یک گل به ثمر رساند اکنون به همراه فلومیننزه آقای گل لیگ برزیل است. بقیه کسانی هم که در آن شب فاجعه بار حضور داشتند به زندگی برگشتهاند. چندی پیش ویلیان گفته بود «ما جام جهانی را پشت سر گذاشتیم و دیگر به آینده فکر میکنیم. ما تلاش میکنیم بر آن آسیبی که دیدیم، غلبه کنیم.» حالا فوتبال برزیل هم تغییر کرده و آن شکست روی سبک بازی برزیلیها تاثیر گذاشته است. کروزیرو که قهرمان آخرین دوره لیگ برزیل است، به سبک فوتبال شناور آلمان بازی میکند. همچنین آنهایی که با عصبانیت از دولت انتقاد میکردند اکنون آرامتر شدهاند و تلاش میکنند شکست فاجعهبار را فراموش کنند. روماریو یکی از آن منتقدان بود که حالا نظرش تغییر کرده است. «جام جهانی با همه مشکلات و مخارج بیمعنیاش بخوبی تمام شد ؛ بخصوص برای گردشگران.»
اقتصاد همچنان لنگ میزند
منافع اقتصادی برگزاری جام جهانی هنوز برای مردم مشخص نیست، اما جالب است بدانیم گردشگران ژانویه تا اکتبر 2014 نسبت به دوره مشابه در سال 2013، 6.2 درصد بیشتر هزینه کردهاند. از سوی دیگر مطالعهای نشان میدهد شرکتها و کارخانههای برزیلی از برگزاری جام جهانی ضرر 75 میلیارد دلاری دیده زیرا تظاهرات به مشکلات در برزیل، اثر منفی میان کشورهای آمریکای جنوبی گذاشته است.
ورزشگاه آرنا آمازونیا در مانوس میزبان چهار بازی در مسابقات بود، با وجود استقبال 62.3 درصدی از بازیهای این ورزشگاه و همچنین درآمدهای بیشتری که از برگزاری کنسرتها و مراسم دیگر بهدست میآورد، هنوز نمیتواند هزینه 168هزار پوندی ماهانهاش را تولید کند. برای ورزشگاههای دیگر هم چنین داستان مشابهی وجود دارد. با وجود آنکه خوانندههای مطرح جهان به برزیل میآیند و در این ورزشگاهها کنسرتهای پرجمعیتی را برگزار میکنند، بازهم هزینههای نگهداری ورزشگاهها تامین نمیشود. روزنامه «فولها برزیل» چندی پیش در گزارشی نوشت که 12 ورزشگاه جام جهانی پس از مسابقات 218 بازی را با میانگین جمعیت 18 و 300 نفر برگزار کردهاند که این میزان برای تامین هزینهها کافی نیست.
فیلیپه آلتنفلدر، روزنامهنگار برزیلی احساسات متناقضی را در مورد جام جهانی در سر دارد. او میگوید: «از نگاه یک شخص عادی، کار ارزشمندی انجام دادیم. ما در روزنامه کار زیادی انجام دادیم و جزئیات زیادی را از دیالوگهایی که میان گستره وسیعی از مردم وجود داشت، منتشر کردیم. اما فکر میکنم موضوع گستردهتر و سختتر از این اندازهگیریهاست، زیرا همه ما میدانیم که چند خانواده از خانههایشان جابهجا شدند، چه تعداد کارگر از کار بیکار شدند و تا چه اندازه فرهنگ مردم یک منطقه در کشور بهخاطر قوانین فیفا آسیب دید.»
اکنون برزیل از تظاهرات دور شده و در راه برگزاری المپیک ریو 2016 قرار دارد. رسانهها همچنان به این کشور توجه دارند و در انتظارند تا ببینندکنشها و رفتار مردم این کشور در مدت باقیمانده چه تغییری میکند. اما با وجود تمرکز روی اعتراضات و شکست 7 بر یک مقابل آلمان، بسیاری از هواداران چیزهای دیگری از جام جهانی بهدست آوردهاند و آن آگاهی از دنیای وسیعی بود که در پس ورزش اول کشورشان وجود داشت. با این حال با وجود تفاوت نگاه بین برزیلیها، میتوان گفت فوتبال در برزیل به یک مذهب بدل شده است. شاید این مساله کاملا درست نباشد، زیرا در سال 2014 بسیاری از آنها دلایل بزرگی پیدا کردند تا ایمانشان سست شود و در آن شک کنند.
گاردین / مترجم: عرفان آذر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....