حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
رویداد کشف حجاب متاثر از محرکهای خارجی و با همراهی و حمایت مهرههای داخلی، تحت عنوان تجددخواهی در ایران انجام گرفت. رسمیتدادن رضاشاه به کشف حجاب زنان در ایران با مقدمات و زمینهسازیهای قبلی همراه بود که در قالب نوگرایی و اعطای حقوق به زنان در محافل روشنفکری، نوشتههای برخی نویسندگان، تبلیغ در مطبوعات و در نهایت تغییر ذهنیت و باورهای مردم پیگیری شد و سپس جنبه قانونی و رسمی یافت. ازجمله تشکیل جمعیت بیداری نسوان در سال 1305، تصویب قانون البسه و کلاه در سال 1307، حضور خانواده سلطنتی با پوشش نامتعارف در حرم حضرت معصومه(س) در سال 1307 که با واکنش مقتدرانه آیتالله بافقی مواجه شد، تشکیل کنگره زنان شرق در سال 1311، برگزاری جشن شیراز و رقص و پایکوبی دختران روی صحنه و تشکیل جمعیت زنان آزادیخواه به ریاست شمس پهلوی را میتوان نام برد. این اقدام مصادف با حضور رضاشاه و خانوادهاش در مراسم جشن فارغالتحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی که همگی بدون حجاب بودند صورت گرفت. تمام مسئولان کشوری که در این جشن دعوت بودند طبق هماهنگی و برنامهریزی قبلی با همسران بدون حجاب خود حضور یافتند و پس از این واقعه بود که مطبوعات به تمجید و تجلیل از آن پرداخته و بیحجابی را آزادی زن، تجدد او و همراهی با پیشرفت و ترقی مردم اروپا تلقی کردند. دستور رضاشاه به کشف حجاب زنان، واکنشهای متعددی را از سوی علما و مردم در پی داشت. بیتردید حجاب از مسلمات اسلام است و تمام فقها بر آن اتفاقنظر دارند.
این رویکرد چون اساس و کیان فرهنگ دینی و ملی جامعه ایران را به مخاطره میافکند، روحانیت زعامت جنبش اعتراضی آن را بر عهده گرفت. علما و بزرگان حوزههای علمیه مشهد، تبریز، اصفهان، قم، شهرری و دیگر بلاد با برگزاری جلسات و مراسم سخنرانی به اعلام مخالفت آشکار با آن پرداختند. این دستور ماهیت ضدمذهبی شاه را کاملا نمایان ساخت و بر رفتارهای تظاهرگونه وی به رعایت شئون مذهبی خط بطلان کشید. رضاخان که پیش از رسیدن به اریکه سلطنت پایبندی خود را نسبت به مناسک دینی در هر کوی و برزن بهنمایش میگذاشت، مراسم عزاداری برگزار میکرد و کاه بر سر میریخت، با دستیابی به قدرت، رویه خود را کاملا تغییر داد و پس از تحکیم پایههای دیکتاتوریاش، با محدود کردن و از بین بردن قدرتهای اجتماعی، رودرروی باورها و اعتقادات مذهبی جامعه قرار گرفت. اهتمام رضاشاه به تضعیف نمادهای هویتی ایرانیان و مقابله با سبک زندگی ایرانی و اسلامی که بر پایه تجدد و مدرنیته غربی صورت میگرفت، ایجاد هویتی جدید و جعلی برای ملت فهیم و سرزمین کهن ایران بود که اسلام و عقبه دینی و حتی تاریخی در آن جایگاهی نداشت. این گونه اعمال با مخالفت تودههای متدین و وطندوست روبهرو شد و طی 16 سال سلطنت او سبب بروز قیامهای متعدد و مخالفتهای صاحبنظران متعهد و میهنی در شهرهای مختلف ایران گشت. امروزه نیز دشمنان این مرز و بوم که مسخ هویت اسلامی و استحاله فرهنگ مردم ایران را پیگیر هستند و کاملا نتوانستهاند به خواست خود جامه عمل بپوشند، روشهای خویش را تغییر داده و با سبکهای جدید و غیرملموس که اصطلاحا از آن به عنوان جنگ نرم یاد میشود، شبیخون خود را در قالب جبههای متحد و فراگیر به بنیانهای فرهنگی و شعائر مذهبی ملت ایران وارد ساختهاند. تضعیف و مبارزه با هنجارها و ارزشهای جامعه ازجمله باورهای دینی، حجاب اسلامی، استحکام کانون خانواده و تبعیت فرزندان از روش پدران و نیاکان همواره جزو راهبرد آنان بوده و از دیگر سو رواج ابتذال، بیبندوباری، بیحجابی و سبک زندگی غربی همواره مورد تاکیدشان است. بهرهگیری از انواع ابزار فرهنگی، رسانهای و تکنولوژیهای نوین خصوصا ماهواره و فضای مجازی، معرکهگیری و نمایشهای برداشتن روسری از سوی برخی چهرههای رسانهای و هنری کشور در شبکههای ماهوارهای معاند و تلاش جهت تغییر تدریجی آداب و رسوم و سبک زندگی ایرانیان ازجمله اقداماتی است که با این هدف صورت گرفته و مترصد ایجاد شرایطی جهت تکرار واقعه آندلس است. لذا بر همه دلسوزان ازجمله دانشگاهیان، حوزویان، صاحبان قلم، روزنامهها و رسانههای متعهد خصوصا صاحبان تریبون لازم است با تشریح و تحلیل دقیق واقعه کشف حجاب، نسبت به تنویر اذهان و افکار عمومی جامعه و بصیرتافزایی مردم بیش از پیش همت گمارند تا منتهی به خنثیسازی توطئههای دشمنان اسلام و مردم ایران گردد، انشاءالله.
احمد مهدوی/ صداوسیمای مرکز خراسان شمالی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....