هنوز فدراسیون فوتبال درگیر این مخالفتها و درگیری هاست. نکتهای که در این میان نباید از آن غفلت کرد، آن است که دلیل این مخالفتها و منشا این تغییرات چیست؟ آیا تمام ایرادهایی که بر فدراسیون فوتبال وارد است، در چند نام خلاصه میشود؟ آیا با تغییر فرد، فدراسیون فوتبال ایران تبدیل به فدراسیونی ایدهآل خواهد شد و دیگر همه ضعفهایی که بر آن وارد است، رفع میشود؟ در مورد ابهامات مالی فدراسیون فوتبال نمیخواهیم بر شایعههایی که به گوش میرسید، استناد کنیم و منتظر میمانیم که نتیجه شفاف بررسیهای مالی فدراسیون فوتبال بیرون بیاید و در مورد آن اظهار نظر کنیم اما حتی اگر بنا را بر درستی اسناد مالی فدراسیون فوتبال بگذاریم (که البته پیشفرض سختی است)، بر نحوه مدیریت حاکم بر فدراسیون فوتبال اشکالهای اساسی وارد است. نتیجه نوع نگاه فدراسیون به فوتبال، همین اوضاع نابسامانی است که مشاهده میکنیم. اگر فردای فوتبال ایران، آینده روشنی نیست و فوتبال ایران نتوانسته دورنمای روشنی را بسازد، همه بهدلیل گذشتهای است که نمیتوان از آن دفاع کرد. اگر امروز کارلوس کیروش در یک مصاحبه با هفتهنامه استرالیایی از نداشتن پول بلیت سفر میگوید و از مشکلات آمادهسازی تیم ملی میگوید؛ فقط ناشی از مدیریتی است که نتوانسته وظایف مدیریتی خود را بدرستی انجام دهد. سوال اصلی اینجاست که به فرض نفرات تغییر کردند، با تفکر حاکم بر فدراسیون فوتبال چه باید کرد؟ اگر نفرات تازه آمدند و راه مردان پیشین را ادامه دادند، چه بردی در این تغییرات داشتیم، مگر این که مدیران تجربه یافته را با مدیران تازهکار عوض کردهایم؟ اگر قرار است فوتبال از حالت سکون خارج شود و حرکتش رو به جلو باشد، بیش از تغییر نفر نیاز به تغییر تفکر است. تفکر کنونی در همین مسیر کنونی راهش را ادامه میدهد و به جایی میرسد که با همین نفرات هم به آن میرسیدیم. فدراسیون فوتبال ایران نیاز مبرم به این دارد که چشمهایش را بشوید و به مقولههای مدیریتی فوتبال جور دیگری بنگرد. این مهمترین پیش فرض برای هرگونه تغییراست، آدمهای کهنه بروند و آدمهای تازه بیایند، فقط نقش صندلیها عوض میشود، آیا برای تغییر تفکر برنامهای وجود دارد؟
افشین خماند
دبیر گروه ورزش
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)