خداویسی در پاسخ به صحبتهای وی به روزنامه هفت صبح گفته است: تهیهکننده این سریال مثل برده از ما کار میکشید. این مشکل اصلی بود که زندهیاد شاپور قریب (کارگردان) و هم من به آن اعتراض داشتیم. یعنی ساعت 2 بعدازظهر میرفتیم سر ضبط تا 2 نیمهشب آنجا بودیم با احتساب رفت و برگشت دقیقا روزی 14ساعت کار میکردیم و روزی 30 دقیقه ضبط میکردیم.
حالا شما مقایسه کنید با سریال سرنخ کیومرث پوراحمد که آنجا روزی سه دقیقه ضبط میکردیم. سرنخ سریالی 12 قسمتی بود که تولیدش 11 ماه طول کشید؛ یعنی هر قسمت درست به اندازه یک فیلم سینمایی زمان برد؛ برای همین هم مجموعه موفقی بود. شما بازیگران مهمانی را که به سریال سرنخ دعوت شدند، ببینید.
رضا کیانیان، افسانه بایگان، محمدرضا فروتن، محمدرضا داوودنژاد، ایرج نوذری و... بودند اما در روزگار جوانی چطور؟ بهترینشان داریوش اسدزاده بود. چون تهیهکننده نمیخواست برای بازیگر هزینه کند. روزگار جوانی غیر از نوشته اصغر فرهادی، کارگردانی شاپور قریب و بازیگرها هیچ چیز دیگری نداشت.
از دعوای این بازیگر با تهیهکننده سریال که بگذریم باید به این نکته مورد اشاره خداویسی بیشتر توجه کرد که یک اثر خوب تلویزیونی با صرف زمان و خلاقیت است که به بار مینشیند و مخاطب هم از محصول نهایی لذت میبرد. در واقع تجربه نشان داده هرچه این آثار در زمان بیشتر و با فشار کمتری ساخته شود نتیجه آن به علایق مخاطب بسیار نزدیک بوده است.