گاتمن میگوید، دو نفر میتوانند زیاد دعوا کنند اما همچنان رابطه سالمی داشته باشند. چون در اغلب موارد دعوا در رابطه، مثل مبارزه بوکس است، در آن بیش از آنکه تعداد حملات اهمیت داشته باشد، نوع تکنیکهای استفاده شده اهمیت دارد. او معتقد است که تحقیر مهمترین جادهصافکن طلاق است، بنابراین اگر حرکت نهایی شما در دعواتان، نگاه تحقیر آمیز است، مراقب باشید. حملات شخصیتی و سکوت بیاعتنایانه به انتقادات طرف مقابل، دیگر مواردی است که دعوا را بغرنج میکند. گاتمن میگوید شروع ملایم یک مکالمه، کلید خوب تمام شدن آن است.
در نهایت، اگر احساس کردید در موقعیت روانی بحرانی ـ که گاتمن آن را با عبارت سیلزدگی روانی توصیف میکند ـ هستید، حتی اگر تک تک سلولهایتان فریاد میزدند که نابودش کن، جر و بحث را متوقف کنید. نشانههای این وضعیت روانی، ضربان قلب بالا و عرق کردن کف دست است. هورمونهای استرس، عملکردهای سیستم شناختی مغز، از قبیل مدیریت تنش و توجه را تحت تاثیر قرار میدهد و دعوا در چنین شرایطی ممکن است به فاجعه بینجامد. گاتمن میگوید وقتی ما احساس تهدید میکنیم، مغزمان دیگر توانایی توجه به اطلاعات جدید و در نظرگرفتن آنها برای تحلیل وضع را ندارد. او میگوید در آزمایشگاه و جلسات معالجه، وقتی افراد دقایقی جروبحث را رها و چند دقیقه استراحت میکنند و ضربان قلبشان به حالت عادی برمیگردد. در اغلب موارد پس از شروع مجدد مکالمه، شرایط مثل این است که انگار مغزشان را با یک مغز نو عوض کردهای.
مترجم: عرفان پارساییفر
realsimple. com