حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
زنی را تصور کنید که هر روز صبح راس ساعت مقرری با شوهرش که راننده تریلی بوده تلفنی صحبت میکند. یک روز که چنین اتفاقی روی نمیدهد نگران میشود و به همسرش زنگ میزند. تصادف کرده یا در حال خوشگذرانی است؟ این فکرهایی بود که در آن زمان به ذهناش میرسد. اما در واقع شوهر که برای زدودن یخ از لاستیکهای تریلی به زیر آن رفته، از شدت سرما قدرت حرکت خود را از دست داده است. پس از هشت ساعت تلاش مداوم برای تماس و به خاطر ویبراتور، گوشی آقای راننده بالاخره روی زمین میافتد و شوهر میتواند با همسرش صحبت کند. به این ترتیب جان او نجات پیدا میکند و همسرش به یک قهرمان البته به صورت اتفاقی تبدیل میشود.
حتما برای شما هم اتفاق افتاده که تماس ناموفقی از یک شماره ناشناس داشته باشید. یک دختر آمریکایی وقتی با چنین وضعیت روبهرو شد به جای اینکه به توهم یک رابطه عاشقانه برود یا اینکه موضوع را جدی نگیرد با آن شماره تماس گرفت. در آن طرف خط، یک بیمار بود که از فشار خون زیاد افتاده بود و توان صحبت نداشت. او با استفاده از اینترنت توانست منزل آن فرد را پیدا کند و پلیس آن منطقه را در جریان بگذارد و بالاخره جان آن فرد را نجات دهد. البته بعدها مشخص شد که آن مرد در گرفتن شماره اشتباه کرده و میخواسته شماره یکی از بستگانش را بگیرد و از حال بد خود به او خبر بدهد. مشابه این اتفاق در ایالت دیگری از آمریکا هم افتاد. در این مورد یک پیرزن پشت خط بود که با سکته مواجه شده بود. پیرزن تلاش کرد با پسرش تماس بگیرد اما با فرد دیگری تماس گرفت و او هم جوانمردانه با پلیس ایالتی ارتباط برقرار کرد تا جان آن فرد را نجات دهند. بنابراین بد نیست شما هم وقتی با یک تماس ناموفق روبهرو شدید کمی پیگیر شوید و ببینید چه کسی با شما کار داشته است. شاید شما هم همین طور دستیدستی به یک قهرمان تبدیل شوید.
قهرمان اتفاقی بعدی مردی است که با مشکلی در تریلی خود روبهرو میشود و بعد از اینکه از آن خارج میشود متوجه دو نوزادی میشود که در خیابان قرار داشتند. آنها دو کودک دو و سه ساله بودند و حالا در یک مرکز حمایتی در آمریکا نگهداری میشوند تا مادرشان را پیدا کنند.
قهرمان تصادفی بعدی هم تعجب و هم احتمالا احساس شما را برخواهد انگیخت. مردی که برای ناهار به خانه برگشته بود با درخواست کمک همسایه خود روبهرو شد که میگفت صدای عجیبی از یک سطل زباله به گوش میرسد. مرد به سمت آن سطل رفت و دید در یک کیسه سربسته، نوزادی قرار داده شده تا بمیرد. ماجرا جایی احساسی میشود که بدانید این مرد پدر آن کودک بوده و همسر او، زمانی که مرد در محل کار خود بوده در خانه زایمان کرده و چون نمیخواسته فرزندی داشته باشد با بیرحمی، فرزند را در سطل زباله گذاشته تا بمیرد.
افتخار اتفاقی بعدی زنی است که با یک سرفه توانست به خودش کمک کند. او وقتی سرفه شدیدی میکند با شیء عجیب روی دستمال کاغذی روبهرو میشود. نتایج آزمایش صورت گرفته روی شیء نشان میدهد که این زن با نوع مرگآوری از سرطان دهان روبهرو بوده ولی از این ماجرا مطلع نبوده است. خوشبختانه نتایج آزمایشهای بعدی نشان داده که یک غده به طور کامل از بدن زن خارج شده و جایی برای نگرانی از بابت سرایت سرطان به سایر نقاط بدن نیست. بله، او با یک سرفه سرطان را از بدن خود خارج کرده است.
در نمونه پزشکی دیگری، وقتی یک بیمار، لباسی با آستین کوتاهتری در مراجعه به پزشک پوشید، با این پرسش پزشک خود مواجه شد که آن لکه چیست. بیاطلاعی زن و در واقع جدی نگرفتن آن لکه تا آن روز باعث شد دکتر متوجه شود که آن لکه نشانه یک سرطان پیشرفته پوست است. خوشبختانه در این مورد هم سرطان قبل از شیوع متوقف شد.
آخرین مثال عجیب هم مربوط به مردی است که محض شوخی از یک تست بارداری زنانه استفاده میکند اما جواب مثبت میشود. او این مساله را باز هم برای شوخی در شبکههای اجتماعی به اشتراک میگذارد اما برخی کاربران به او میگویند این مساله ممکن است نشان یک سرطان باشد. موضوع کمکم جدی شده و مشخص میشود مرد شوخطبع داستان ما واقعا مبتلا به سرطان است.
مصطفی مسجدی آرانی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....