به گزارش جامجم، مرد خسته از کار روزانه به خانه آمد و یکراست به اتاق خواب رفت تا کمی استراحت کند. همسرش هم در آشپزخانه در حال آماده کردن شام بود. هنوز به خواب نرفته بود که صدای زنگ تلفن همراهی از کمد، او را کنجکاو کرد. لیلا تلفن همراه نداشت و گوشی خودش هم خاموش بود.
به جستجو در کمد پرداخت و با تلفن همراهی روبهرو شد که آن را پیش از این در دستان دوستش محسن دیده بود. بهموضوع مشکوک شده و به بررسی گوشی پرداخت. حدسش درست بود، همسرش و محسن ارتباط پنهانی داشتند. عصبانی از اتاق خارج شد و به آشپزخانه رفت.
رنگ لیلا با دیدن گوشی در دست رضا پرید. قبل از اینکه همسرش حرفی بزند شروع به گریه و زاری کرد و مدعی شد، محسن او را مورد آزار و اذیت قرار داده و تهدید کرده اگر به ارتباط دوستی با وی ادامه ندهد، آبرویش را میبرد.
محسن نمیدانست چکار کند موضوع را با برادرزنش در میان گذاشت و تصمیم گرفتند، مرد آزارگر را به قتل برسانند. بر اساس نقشه، محسن را به بهانه گردش به کوههای جنوب تهران برده و پس از قتل جسدش را همانجا رها کردند.
دو روز بعد زن ناشناسی با برادر مقتول تماس گرفت و با افشای راز جنایت، محل کشف جسد را به او اطلاع داد. تیمی از ماموران پلیس آگاهی تهران مرداد سال 89 همراه برادر محسن راهی محل موردنظر شده و موفق شدند جسد مرد جوان را کشف کنند.
کارآگاهان پلیس آگاهی در جریان تحقیقات رضا و لیلا را دستگیر کردند که مرد جوان به قتل اعتراف کرد و گفت: مقتول همسرم را مورد آزار و اذیت قرار داده و بعد او را مجبور به ادامه ارتباط کرده بود. وقتی از موضوع مطلع شدم تصمیم به انتقام گرفتم به همین دلیل با همدستی برادرزنم، محسن را به بهانه گردش به کوه بردیم. در آنجا به او گفتم، چرا همسرم را مورد آزار و اذیت قرار داده که او منکر شد به همین دلیل با چاقو ضرباتی به بدنش وارد کرده و بعد جسد را به پایین پرت کردم. لیلا هم در بازجوییها گفت: محسن یک روز مدعی شد همسرم با زنی ارتباط دارد و به این بهانه مرا به خارج از شهر کشاند و مورد آزار و اذیت قرار داد.با این اعترافات سومین متهم هم از سوی پلیس دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. با تکمیل تحقیقات، پرونده این جنایت برای رسیدگی به شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد تا پنج قاضی جنایی درباره ادعای این زوج تصمیمگیری کنند.