ماهی تنها

یکی بود یکی نبود، در یک دریای پهناور تعداد زیادی ماهی رنگارنگ و قشنگ زندگی می‌کردند. بین این همه ماهی یک ماهی کوچولوی تیغ دار هم زندگی می‌کرد. ولی هیچ یک از ماهی‌ها او را دوست نداشتند و همه از تیغ‌های او فرار می‌کردند.
کد خبر: ۷۵۳۷۵۶

روزی از روزها همه ماهی‌ها دور هم جمع بودند و حرف می‌زدند و می‌خندیدند. یکی از ماهی‌ها که قرمزی نام داشت، پیشنهاد کرد یک مسابقه برگزار کنند. همه گفتند چه مسابقه‌ای؟

ماهی قرمز گفت: همه به سطح آب می‌رویم و حباب هوا درست می‌کنیم، هر کسی بیشتر حباب درست کند برنده است.

همه ماهی‌ها قبول کردند و روی سطح آب رفتند. آنها مشغول حباب درست کردن بودند که ناگهان مرغ ماهی‌خواری به سمت آنها حمله کرد. با صدای ماهی دانا همه به زیر آب رفتند. ولی ماهی تنبل هنوز روی سطح آب مانده بود. ماهی تیغ‌دار که متوجه او شده بود با شتاب به سمت منقار مرغ ماهی‌خوار رفت و مرغ شکارچی در یک چشم بر هم زدن او را بلعید. اما چندی نگذشت که ناله مرغ ماهی‌خوار بلند شد و منقارش را باز کرد و ماهی تیغ‌دار را از دهانش بیرون انداخت.

ماهی‌ها که خیلی تعجب کرده بودند به سمت ماهی تیغ‌دار رفتند و همه از شکل ظاهر او متعجب شدند. آن ماهی زشت تبدیل شده بود به یک گلوله توپ. کم کم هوای داخل بدنش را خالی کرد و دوباره شبیه شکل اولیه‌اش شد.

ماهی تنبل رفت نزدیک و از ماهی تیغ‌دار تشکر کرد و گفت: دوست خوبم تو جان من را نجات دادی و رو کرد به بقیه ماهی‌ها و گفت: دوستان شکل ظاهر برایتان مهم نباشد. مفید بودن با ارزش‌تر است. او ماهی شجاع و مهربانی است و همه باید او را دوست داشته باشیم. آن شب را به افتخار ماهی تیغ‌دار جشن گرفتند.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها