برای درک بهتر مساله «انعطافناپذیری» بهتر است نگاهی به «انعطافپذیری» داشته باشیم.
انعطافپذیری با پذیرش تجارب جدید و پذیرا بودن که ویژگیهای شخصیتی مثبت است، ارتباط نزدیکی دارد. از نظر روانشناسان، پذیرا بودن تجارب، نشاندهنده وسعت دید، رشد ذهنی، هوش هیجانی بالا و تجارب غنی زندگی فرد است. همه ما دیده ایم افراد میانسال و به اصطلاح دنیا دیدهای که دنیا را از زاویهای بالاتر نگاه میکنند، نه فقط دایره دور خودشان؛ این یعنی فراتر از خود رفتن، یعنی دایره دید وسیعتر داشتن، یعنی نگرش متناسب با شرایط و مقتضیات. این افراد اغلب در مورد افکار، عقاید، ارزشها، احساسات و رفتارهای خود منعطف هستند.
بهطور کلی افراد انعطافپذیر، هم درباره مسائل خود و هم درباره دنیای پیرامون خودشان پذیرا هستند و با روی باز از تغییرات استقبال میکنند و مایلند آنها را تجربه کنند، حتی چالشهای جدیدی را برای خود ایجاد میکنند که با وجود دشواری، عقاید جدید را بررسی کنند و نوع دیگر دیدن را تجربه نمایند که این امر موجب میشود ظرفیتهای ذهنی و روانی فرد رشد یابد. این افراد واقع بینتر هستند، زیرا میدانند ما در دنیایی زندگی میکنیم که امور و مسائل آن نسبی است، بنابراین موفقتر هستند، سلامت روانی بیشتری دارند و سازگاری بالایی در زمان تغییرات محیطی نشان میدهند.
اما افراد سخت و انعطافناپذیر برداشتها، احساسات و هیجانات محدودی درباره دنیای پیرامون خود دارند. این افراد نه تنها به دنبال کسب تجارب جدید نیستند، رغبتی هم به اندیشهها و عقاید جدید ندارند. اغلب دیدی مبهم از افکار، عقاید، ارزشها، احساسات و رفتارهای خود دارند. از تغییر میترسند، هر گونه تغییر را غیرقابل تحمل میانگارند و بهدلیل احساس ناامنی زیاد ترجیح میدهند در یک وضع ثابت و ایستا که به آن خو گرفتهاند، بمانند. این افراد معمولا هویت ناموفق داشته، تمایل دارند به آداب و رسوم، سنن و تشریفات ثابت بپردازند بدون آنکه به فلسفه وجودی آنها بیندیشند. با تعصبی سخت هر گونه تغییر را رد میکنند و گاهی حتی حاضر به شنیدن نظرات جدید نیستند، چه برسد به امتحان آنها.
افراد انعطافناپذیر معمولا سنتی، متعصب و متعارف هستند؛ افرادی بسته که ممکن است حتی در سبک زندگی روزمره خود رویهای ثابت و یکسان داشته باشند، مسیرهای جدید را امتحان نمیکنند، غذاهای جدید را نمیخورند، فعالیتهای ثابت و محدودی دارند، ترجیح میدهند در یک وضع ثابت شغلی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بمانند. تنش زیادی را حتی در تغییرات کوچک تجربه میکنند. سازگاری این افراد وقتی با تغییرات اجباری در زندگی خانوادگی، تحصیلی، شغلی، اقتصادی و اجتماعی مواجه میشوند بهدلیل عدم پذیرش، بسیار پایین است و موفقیتهای کمتری را نسبت به افراد انعطافپذیر تجربه میکنند. به تبع همین ویژگیها ارتباط بین فردی آنها نیز دچار مشکل خواهد شد، زیرا یکی از مهارتهای لازم برای روابط بین فردی، درک دیدگاه دیگری، پذیرش دیگری و متناسب با شرایط طرفین عمل کردن است. این افراد معمولا به خود و اطرافیان سخت میگیرند و نسبت به افراد انعطافپذیر، دیدی مطلقنگر دارند.
آنها براساس شرایط و مقتضیات تصمیم نمیگیرند و عمل نمیکنند، طبق باورها و نگرشهای متعصبانه خود، عمل میکنند، به همین دلیل نمیتوانند خود را بر اساس شرایط وفق دهند و در رابطه با دیگران نیز صرفا به عادتها و شیوههای رفتاری متعارف خود عمل میکنند، نه براساس در نظر گرفتن شرایط و مقتضیات رابطه و فرد مورد نظر. گاهی علاقه به یکسری باورها و رفتارها به حدی در این افراد شدید است که جنبه وسواس گونه و شبیه به لجبازی به خود میگیرد، به نحوی که برای اطرافیان غیرقابل تحمل شده و ناسازگاری تلقی میشود. ممکن است حتی در زمینه اخلاقیات و ارزشها بهقدری خشک و غیرقابل انعطاف باشند که کاملا از تعادل خارج شوند، زیرا پافشاری و اصرار غیرمعقولی بر باورها و نگرشهای خود دارند، بدون آنکه مقتضیات و شرایط را در نظر بگیرند. وقتی امور بر خلاف باورها، ارزشها و عادتهایشان باشد، اغلب واکنشهای منفی شدیدی نشان میدهند.
در برخورد با افرادی که منعطف نیستند، باید گفت تا زمانی که خود فرد انگیزه لازم را برای تغییر نداشته باشد و پیامدهای آسیب زای چنین سبک زندگی را لمس نکند، اطرافیان کار چندانی نمیتوانند انجام دهند. بنابراین بهترین کار این است که دوستانه و بی غرض و بدون سرزنش به او کمک کنیم تا ابتدا وضعیت موجودش را ارزیابی کرده و لزوم تغییر را حس کند. در این راه، تقویتهای کلامی و رفتاری اطرافیان میتواند بازخوردهای خوبی برای تغییرات مثبت باشد.
توصیههایی برای افراد غیرمنعطف
ابتدا لازم است به ارزیابی باورها و نگرشهایتان بپردازید و تشخیص دهید کدام باورها، نگرشها و رفتارهای شما غیر منعطف و متحجرانه است و نیاز به بازنگری دارد. برای این کار میتوانید از دو نفر از اعضای خانواده و دو نفر از دوستان نزدیک و قابل اعتمادتان کمک بگیرد و از آنها سوال کنید.
پس از ارزیابی صحیح از گامهای کوچک و آسانتر شروع کنید و برای تغییر قدم بردارید، حتی برای خودتان پاداش در نظر بگیرید؛ مثلا کار مورد علاقهتان را انجام دهید یا به تفریح مورد علاقه خود بپردازید یا حتی یک بستنی برای خود بخرید. برای تغییر لازم است اهدافتان را عینی و قابل مشاهده کنید. بهطور مثال «این هفته دو مسیر جدید را برای رفتن به محل کار تجربه خواهم کرد» یا «این هفته غذایی که هیچوقت نمیخوردم، امتحان میکنم» یا «این هفته طبق خواسته همسرم دو کار را انجام میدهم که تا بهحال انجام نمیدادم» این میتواند شامل تجربه کردن تفریحات و سرگرمیهای جدید باشد تا رفتن به مکانهای جدید و مطالعه کتابهایی در حوزههایی متفاوت. میتوانید پای صحبت یک دوست بنشینید که با نظراتش موافق نیستید و در بین حرفهایش اشتراکاتی هرچند اندک
ایجاد کنید.
برخی آداب و رسوم و عادتهایی که الزامی برای عمل به آنها ندارید و صرفا الزامهای غیر منطقی درونی شما موجب آنهاست، آرام آرام حذف کنید و اجازه دهید روان شما رهایی را تجربه کند. سعی کنید درک دیدگاه دیگران را تمرین کنید و کمی از دریچه دید آنها دنیا را بنگرید و این کار را هر روز تمرین کنید. از اطرافیان نزدیک خود شروع کنید، این کار به عملکرد بهتر و رابطه موثرتر شما منجر میشود و بازخوردهای خوبی از آنها دریافت میکنید که در ثبات این تغییرات نقش مهمی دارد.
یادمان باشد تغییر کار آسانی نیست. جوانه زدن و از خاک بیرون آمدن نیازمند اراده، تلاش، پشتکار و تحمل دشواریهاست.
دکتر نرگس رازقی - روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه