حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
درحقیقت داشتن چنین رئیسی برای رشد هر فردی مضر است و علاوه بر به خطر انداختن حال و آینده کاریاش، جسم او را نیز بیمار میکند. هیچ چیز عذابآور و ناراحتکنندهتر از کار کردن برای کسی که شما را دائم آزار میدهد، نیست. البته در تحقیقات مشخص شده است که کمتر از نیمی از کارکنان سازمانهای مختلف از رفتار رئیسشان راضی بودهاند و همچنین دو سوم کارکنان مورد تحقیق به دنبال پیدا کردن کاری دیگر بودهاند. اما گاهی اوقات رفتار رئیس مجموعهای که در آن مشغول کار هستید، صرفا به دلیل رفتار رئیسمآبانهاش نیست، بلکه واقعا تصمیم دارد شما را مجبور به استعفا کند. خوب شما چگونه میتوانید این موضوع را بفهمید؟
از چند نشانه میتوانید بفهمید که رئیستان از حضور شما راضی نیست:
نادیده گرفتن
رئیستان همیشه شما را نادیده میگیرد. مثلا وقتی در جلساتی که همه همکاران حضور دارند و شما نیز هستید، به گونهای رفتار میکند که گویی شما را نمیبیند. او کوچکترین علاقهای به شنیدن نظراتتان ندارد و اگر حتی نظری خلاقانه داشته باشید، جلوی صحبتتان را میگیرد. این رفتارها نشاندهنده آن است که علاقهای به حضور شما ندارد و اگر هم به ماندن در آنجا اصرار کنید صرفا وقت و انرژیتان را هدر میدهید. پس تا دیر نشده است آنجا را ترک کنید.
نظر ندادن
رئیستان هرگز درمورد کارتان نظری ارائه نمیدهد. در واقع شنیدن نظرات منفی به مراتب بهتر از ندیدن هیچ نوع واکنشی است. زیرا واکنش منفی نشان میدهد که حداقل رئیستان نسبت به کار شما توجهی نشان داده است، اما اگر هیچ واکنشی نداشته باشد، درست مانند این میماند که کار شما بسیار بیاهمیت است و ترجیح میدهد شما میان کارکنانش نباشید. اینگونه مواقع بهترین کار ترک این مجموعه است.
ارائه کارهای پیش پا افتاده
فرض کنید شما به دانشگاه رفته و مدارج علمی مناسبی کسب کرده و به درجهای از مهارت رسیدهاید و همچنین سالها تجربه کاری دارید، اما رئیستان به جای استفاده از تخصص شما، کار بسیار پیش پا افتاده و بیربطی به شما محول میکند. این رفتار درست مانند این است که به شما میگوید نمیخواهم دیگر شما را اینجا ببینم! تنها چاره کار رها کردن جایی است که برای تخصصتان ارزش قائل نیستند.
دوری کردن از شما
وقتی رئیسی این کار را میکند، یعنی بود و نبود شما در محل کار برایش چندان اهمیتی ندارد. در واقع او به شما این پیام را میرساند که شما کسی نیستید که او لازم داشته باشد. همچنین هرگز به شما وقتی برای صحبت کردن نمیدهد و اگر مشکلی داشته باشید برایش مهم نیست. در واقع هرزمان متوجه شدید که همکارانتان میتوانند براحتی از رئیس تان وقت گفتوگو بگیرند ولی شما این فرصت را پیدا نمیکنید، پس هرچه سریعتر دنبال کاردیگری باشید.
گرفتن وظیفهتان
رئیستان با دادن کار و وظیفه شما به دیگران، به شما میگوید که کارتان برای او ارزشی ندارد یا اعتقاد ندارد شما نیز میتوانید آن کار را انجام دهید. این یعنی نبود اعتماد و سرمایهگذاری روی کار شما. زمانی که وظیفهتان را در محل کار از شما بگیرند درست مانند این است که از سوی رئیستان اخراج شده باشید.
دزدی اعتبار
وقتی رئیستان از شما بیزار باشد، تمام نظرات و عقاید خوب و خلاقانهتان را از شما میدزدد و به نفع خود استفاده میکند و اعتبار آن ابتکارها را به نام خود میزند. حتی بعضی مواقع برخی مدیران کینهتوز کاری میکنندکه وجهه و اعتبارتان در محل کار خدشه دار شود. آنها هرگز برایتان احترامی قائل نیستند و دیگران را به سمت بیاحترامی کردن به شما سوق میدهند. به یاد داشته باشید ادامه کار با چنین افرادی به هر دلیلی هرگز ارزش ندارد.
گرچه مجبور نیستید با رخداد هر موضوع ناراحتکنندهای دست از شغلتان بکشید و به دنبال محیط کاری جدیدی باشید، اما اگر رئیستان رفتارهای ذکرشده را از خود نشان داد، بیمعطلی محل کار خود را عوض کنید تا از لحاظ کاری و همچنین روحی و روانی صدمه نبینید.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....