این آگاهیبخشی در سطح عموم جامعه، در وهله اول موجب میشود که ابتلا به بیماریهای مختلف در بین مردم کاهش پیدا کند و در وهله دوم سبب میشود نظام سلامت نیز متحمل هزینههای هنگفت درمان نشود.
آگاهی دادن برای ترویج زندگی سالم، قطعا جامعه سالمتری را ایجاد میکند؛ جامعهای که مردمش بخوبی میدانند چطور از خود در برابر موج بیماریهای واگیر و غیرواگیر محافظت کنند.
اما نکته بسیار مهم اینجاست که در روستاها و مناطق عشایری کشور، چنین آگاهی و دانشی درباره سبک زندگی سالم به مردم داده نمیشود و در واقع، متولیان نظام سلامت، آنگونه که شایسته است نتوانستهاند در طول سالیان متوالی، روستاییان و عشایر را برای نحوه مقابله با بیماریهای مختلف آموزش دهند.
البته شاید گفته شود در برخی شهرها هم آگاهی چندانی درباره انتخاب سبک زندگی سالم و نحوه خودمراقبتی به مردم داده نمیشود، اما موضوع اینجاست که در شهرها ـ بخصوص شهرهای بزرگ ـ مردم به انواع و اقسام رسانههای تصویری، صوتی و اینترنت دسترسی دارند و هر لحظه که اراده کنند، میتوانند به اطلاعات مفیدی درباره نحوه خودمراقبتی دست پیدا کنند.
اما فردی که در مناطق عشایری زندگی میکند و دسترسی او به رسانههای مختلف، بسیار محدود است، در این شرایط واجب است متولیان نظام سلامت، آگاهیرسانی به اینگونه افراد را از یاد نبرند و بحث آموزش مبانی سلامت را در اینگونه مناطق جدیتر بگیرند.
چاپ بروشورهای آموزشی، کتابچههای مختلف آموزشی و حتی صحبتهای رودررو با اهالی منطقه، راهحلهای سادهای است که متولیان نظام سلامت میتوانند برای ارتقای سطح بهداشت و خودمراقبتی در مناطق روستایی و عشایری پی بگیرند.
با گسترش اطلاعرسانی در مناطق روستایی و عشایری و اهمیت دادن به بحث پیشگیری در این مناطق، قطعا نیروی انسانی شادابتری وجود خواهد داشت و اقتصاد روستاها و عشایر هم متحول خواهد شد.
همچنین در شرایطی که کمبود پزشک و امکانات درمانی در مناطق محروم کشور، موج میزند و بسیاری از ساکنان مناطق روستایی و عشایری کشور، راه سختی برای گرفتن خدمات درمانی دارند، در این حالت شاید عاقلانهترین راهحل که بتواند مشکل را از اساس و پایه حل کند، بحث ارتقای بهداشت و توجه به پیشگیری در اینگونه مناطق باشد که این امر مهم هم جز با آموزش و اطلاعرسانی محقق نخواهد شد.
البته این حرف اصلا به این معنی نیست که در مناطق روستایی و عشایری، امکانات درمانی توسعه پیدا نکند، بلکه حرف حساب اینجاست که نظام سلامت باید علاوه بر ارتقای زیرساختهای درمانی در مناطق محروم، بحث پیشگیری و آموزش به اهالی را هم از یاد نبرد و این دو برنامه مهم را همزمان به اجرا دربیاورد.
اما در شرایطی که تمام کوشش نظام سلامت به ارتقای سطح درمان در مناطق محروم معطوف شده و بحث آموزش و پیشگیری در این مناطق به فراموشی سپرده شده، این کار در بلندمدت باعث خواهد شد هر سال به بار مالی درمان و افزایش آمار بیماریهای مختلف در مناطق محروم، دامنزده شود.
تجربه سایر کشورهای توسعهیافته هم نشان داده است چاه بودجههای درمانی، انتها ندارد و در صورتی که به پیشگیری و آموزش خودمراقبتی بها داده نشود، چاه درمان میتواند هر میزان بودجهای را ببلعد.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)