تکنیک‌های فیلمبرداری در کارهای تلویزیونی

کدام زاویه دید را می‌خواهی؟

تکنیک فیلمبرداری در تلویزیون وامدار همان تکنیک‌هایی است که دنیای سینما برای سالیان متمادی از آنها استفاده شد. رسانه تلویزیون از همان ابتدای پیدایش پا جای پای سینما گذاشت و تمام تکنیک‌های آن را در سطح و مقیاس کوچک‌تری مورد استفاده قرار داد.
کد خبر: ۷۵۲۸۷۹

در حقیقت، تلویزیون برای فعالیت‌های خود چیز تازه‌ای اختراع نکرد و فقط مصرف کننده. همان چیزهایی بود که صنعت سینما از ابتدای پیدایش برای تداوم فعالیت و کارهای خود خلق کرده بود. در تلویزیون تمام این تکنیک در فرمت و شکل کوچک‌تر و 16 میلی‌متری مورد بهره‌برداری قرار گرفت. تفاوت رسانه تلویزیون با سینما از همان ابتدای کار در اندازه‌های آن بود. در کنار این مساله بخش خبری را هم باید اضافه کرد. همچنین تلویزیون برعکس سینما به کار تولید مجموعه‌هایی دنباله‌دار پرداخت که در سینما امکان انجام آن نبود. (هرچند که صنعت سینما بعدها این سنت مجموعه‌سازی را به کار گرفت و به تولید فیلم‌هایی پرداخت که مثل مجموعه‌های تلویزیونی دنباله‌دار و اپیزودی بودند) در تمام فعالیت‌های بخش‌های مختلف کاری تلویزیونی (از خبر گرفته تا مجموعه و برنامه‌های نمایشی) دوربین اصلی‌ترین نقش را داشته است. در رسانه تلویزیون هم مثل سینما، دوربین پاشنه آشیل ماجراست و بدون آن، هیچ فعالیتی ممکن نیست.

برخلاف سینما که دوربین فیلمبرداری قدرت مانور زیادتر و بیشتری داشت، تلویزیون فعالیت دوربین فیلمبرداری تا سال‌ها محدود بود. در ابتدای اختراع تلویزیون تمام برنامه‌های نمایشی و خبری فقط با یک دوربین ـ که عموما ثابت بود و حرکتی نداشت ـ ضبط و پخش می‌شد. وظیفه فیلمبردار در این دوران به عنوان چشم‌ ناظر، فقط شامل ضبط مکانیکی صحنه‌ها می‌شد و خلاقیتی در انجام این کار وجود نداشت. از دوربین تنها برای انتقال تصویر به بیننده استفاده می‌شد و فیلمبردار نقش زیادی در پروژه در حال ضبط نداشت. در ابتدای فعالیت‌های رسانه تلویزیون در دهه 50 و تا حدود دو دهه بعد از آن براحتی تفاوت بین مجموعه‌های تلویزیونی و فیلم‌های سینمایی آشکار بود. همین تفاوت، فاصله‌ بین سینما و تلویزیون را به نمایش می‌گذاشت. در حالی که فیلم‌های سینمایی حرکت و قطع‌های زیادی داشتند، مجموعه‌های تلویزیونی ساکن، غیرپویا بوده و با قطع‌های کمتری همراه بودند. ضبط طولانی صحنه‌های مجموعه‌های تلویزیونی و فیلمبرداری بدون قطع و دنباله‌دار آنها، این کارها را بیشتر شبیه نمایش‌های تئاتری می‌کرد.

به این ترتیب، کار فیلمبرداران تلویزیونی ساده و راحت‌تر بود، اما فعالیت‌های تلویزیونی که با استقبال عموم مردم و تماشاگران روبه‌رو شد. باعث تغییرات زیادی در دنیای سینما شد. این تغییرات بزودی تاثیر خود را بر تلویزیون هم گذاشت و متقابلا باعث ایجاد تغییرات چشمگیری در قاب کوچک شد. اگر فیلم‌های سینمایی از وجود فیلمبرداران استفاده می‌کردند، کم‌کم سر و کله پدیده‌ای به نام مدیر فیلمبرداری پیدا شد و محصولات سینمایی صاحب گروه فیلمبرداری شدند. در این حالت، مدیر فیلمبرداری بدون این که الزاما خود پشت دوربین فیلمبرداری قرار گیرد، دستورات لازم را در مورد نوع فیلمبرداری صحنه، رنگ‌آمیزی و نورپردازی آن به همکار فیلمبردار خود می‌داد و ضبط صحنه‌ها توسط این فیلمبردار صورت می‌گرفت. وجود مدیر فیلمبرداری در پروژه‌های سینمایی، یک تفاوت بزرگ آن با رسانه تلویزیون بود. این در حالی بود که دنیای تلویزیون هم سال‌ها بعد، این شیوه کاری را در رابطه با فیلمبرداران در پیش گرفت. از دهه 70 به بعد، کارهای تلویزیونی هم صاحب مدیر فیلمبرداری شدند و عنصر حرکت و تدوین ویژه هم پایشان به مجموعه‌های تلویزیونی کشیده شد. در ابتدای کار تلویزیون، مجموعه‌ها شبیه نمایش‌های تئاتری در یک لوکیشن کوچک و بسته فیلمبرداری می‌شد. همین نکته، وجود تک دوربین را ضروری می‌کرد، اما در دهه 70 و پس از آن، با وورد مجموعه‌های تلویزیونی به کوچه و خیابان، نیاز به تعداد بیشتر دوربین و تحرک آنها ضروری به نظر می‌رسید. از این دهه بود که نوع فیلمبرداری محصولات تلویزیونی به سبک کار فیلم‌های سینمایی نزدیک‌تر شد و از حالت تئاتری فاصله گرفت.

با این حال، فیلمبرداری تلویزیونی و سینما همیشه یک تفاوت اساسی و بزرگ با یکدیگر داشته‌اند و‌ آن، نوع انتخاب قاب و فریم برای کار است. در حالی که در سینما و فیلم‌های آن نماهای لانگ شات زیادی وجود دارد، در تلویزیون خبر چندانی از نمای دور نیست و بیشترین تعداد نما را نماهای نزدیک و متوسط (کلوزآپ و مدیوم شات) تشکیل می‌دهند. علت انتخاب این فریم هم مشخص است. تلویزیون بر خلاف سینما (که یک پرده بزرگ نمایشی را در اختیار دارد) دارای قاب محدودی است و در این قاب کوچک نماهای دور قابل دید و شناسایی نیستند. تماشاچی یک فیلم سینمایی می‌تواند جزئیات مربوط به یک نمای دور را بخوبی روی پرده مشاهده کند، اما پخش همین نما از تلویزیون، او را با مشکل دید روبه‌رو کرده و وی نمی‌تواند تمام آن چیزهایی را که مورد نظر فیلمساز و فیلمبردار است، از این تصویر بگیرد. به همین دلیل است که برنامه‌سازان تلویزیونی به جای استفاده از نمای دور (لانگ شات) از نماهای متوسط و درشت بهره می‌گیرند تا منظور خود را به طور کامل به بیننده منتقل کنند. در مجموعه‌های تلویزیونی، معمولا فقط در ابتدای سکانس است که از نمای دور استفاده می‌شود. دلیل استفاده از این نما هم این است که شمایی کلی از فضای صحنه را در اختیار تماشاچی بگذارند . این تفاوت عمده در حالی هنوز از سوی رسانه تلویزیون رعایت می‌شود که با ظهور ویدئو در دهه 80 میلادی (و امکان تماشای راحت فیلم‌های سینمایی از تلویزیون) استفاده از نماهای متوسط و نزدیک در فیلم‌های سینمایی افزایش یافته و اثر کمتری از نماهای دور در آنها هست.

تلاش رسانه تلویزیون برای رقابت با سینما و نزدیک شدن به آن، بیشترین تاثیر را بر هنر فیلمبرداری و تدوین گذاشت. با ورود فیلسمازان سینما به فعالیت‌های تلویزیونی، فاصله بین شکل و ساخت مجموعه‌های تلویزیونی هم دستخوش تغییر شده و به فیلم‌های سینمایی نزدیک‌تر شد. در حال حاضر، زمان تماشای یک مجموعه تلویزیونی بسختی می‌توان تفاوتی بین فیلمبرداری آن با یک کار سینمایی پیدا کرد. این در حالی است که تکنیک فیلمبرداری مجموعه‌های کمدی تفاوت اساسی با تکنیک فیلمبرداری بقیه محصولات رسانه کوچک دارد. بین دو تاسه دوربین در زمان ضبط این نوع مجموعه‌ها، به ثبت حوادث و وقایعی می‌پردازند که توسط بازیگران در حال اجراست. در این تکنیک، حتی دوربین گاهی اوقات همزمان با مکث معنی‌دار بازیگران، مکث و نقش همراه آنها را بازی می‌کند. در دهه 90 میلادی، شبکه ام‌ تی‌وی نوع تازه‌ای از فیلمبرداری و تدوین را ارائه داد که خیلی زود فراگیر شد. این تکنیک فیلمبرداری شامل ضبط کج و معوج صحنه‌ها می‌شد که با کات‌های سریع همراه بود. دامنه تاثیر این تکنیک نه فقط شبکه‌های مختلف تلویزیونی، که حتی محصولات سینمایی را هم در بر گرفت. با ورود دوربین‌های دیجیتال در چند سال اخیر، تکنیک فیلمبرداری تلویزیونی کاملا تغییر کرده و عوض شده است. منتقدان تلویزیونی می‌گویند این تکنیک (که کار فیلمبرداری را بسیار راحت‌تر کرده است)‌ تا حد زیادی از اهمیت و نقش فیلمبرداران کاسته است. این مساله باعث شده تا فیلمبرداران به سراغ فن‌های خلاقه تازه‌ای بروند که حضورشان را به‌عنوان فیلمبردار و یک عنصر مهم در کار تولید مجموعه‌های تلویزیونی ضروری و اجتناب‌ناپذیر کند.

منتقدان تلویزیونی در بین انبوه آثار تولید شده در قاب کوچک؛ تعدادی از آنها را به‌عنوان کارهایی معرفی کرده‌اند که بهترین فیلمبرداری‌‌های تاریخ رسانه تلویزیون را در خود داشته است. به صورت طبیعی، این مجموعه‌ها جزو کارهایی هستند که در چند دهه اخیر (و پس از تغییرات عمده تولید مجموعه‌های تلویزیونی)‌ تولید و به نمایش درآمده‌اند. آنها در این رابطه از درام علمی ـ تخیلی «پرونده‌های ایکس» (1993)‌ نام می‌برند. قصه مجموعه درباره دو مامور اف‌بی‌آی‌ است که سرگرم تحقیق درباره پرونده‌های محرمانه‌ای هستند که حضور موجودات بیگانه فضایی روی کره زمین را مورد بررسی قرار می‌دهد. مجموعه دلهره‌آور «سوپر نچرال» (2005)‌ دومین اثر تلویزیونی است که فیلمبرداری آن مورد توجه منتقدان قرار گرفته و از آن، به‌عنوان کاری با استانداردهای بالا اسم می‌برند. شش مجموعه دیگر مورد تائید منتقدان اینها هستند: 3 ـ دکستر (2006)‌، 4 ـ میلینیوم (1996)‌، 5 ـ بافی قاتل خون‌آشام‌ها (1997)‌، 6 ـ پریزن برک (2005)‌، 7 ـ 24 (2001)‌، 8 ـ لاست ‌/‌ گمشدگان (2004)‌ وجه مهم تمام این مجموعه‌ها حال و هوای خاص و غیرمتعارفشان است که تکنیک‌های خاص فیلمبرداری را می‌طلبد و انتخاب زوایا و نماها در آنها از اهمیت خاصی برخوردار است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها