حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
معمولا کسی که قصد سفر داشته باشد به ایستگاه قطار یا فرودگاه میرود و خوشایندی و ناخوشایندی این مکانها را مقطعی میگیرد؛ محیط کار خود را کمتر کسی از اطرافیانمان سر و شکل میدهد؛ به کوچهای که برای رسیدن به خانه باید پیاده برویم زیاد توجه نمیکنیم، نشستن به انتظار در بانک برایمان یک انتظاری است که هست، اتوبوسی که با آن هر روز خوابآلوده سرکار میرویم اصلا جز جای خوابی بیش نیست... اینها و بسیاری دیگر مکانهایی است که خیلی فرصت تامل و بیرون کشیدن وجوهی مختلف از آنها را نداریم.
در کتاب در باب مشاهده و ادراک، آلن دوباتن فیلسوف سادهنویس و اهل لذت و دقت سوئیسی به تأمل در باب محیطهای پیشپاافتاده، احساسات عادی و رفتارها و روابط تکراری پرداخته، اما به شکلی یکسر متفاوت برای تحریک احساساتی که کمتر در چنین مواردی از خود سراغ داریم.
دو باتن در این کتاب شبیه کتابهای دیگری چون هنر سیر و سفر و پروست چگونه میتواند زندگی شما را دگرگون کند با مجموعهای از تاملات فلسفی و تفسیری خلاقانه از آثار هنری و ادبی، احساسات زنگار گرفته یا حتی از بین رفته در باب فضاها و حالات انسانی را یادآوری میکند. او احوالاتی کلیشه شده را زیرسؤال میبرد و دریافتی تازه را جایگزین میکند که برای مثال در ذیل آن اندوه، تخیلآفرین و مکانهای پرملال، لذتبخش میشوند.
یکی از تلاشهای بزرگ این فیلسوف عامهپسند این است که عمیقترین و پیچیدهترین آثار را برای کاربرد در اموری روزمره فهمپذیر میکند. از نویسنده نخبهگرایی چون مارسل پروست یک راهنمای عملی برای زندگی میسازد، از نیچه دشوارنویس، الهامی برای استقامت و معنادار کردن سختیهای زندگی، از نقاشیهای ادوارد هاپر الگویی برای رویاپردازی و لذت بردن از اندوه و...
در باب مشاهده و ادراک و دیگر آثار دوباتن تنها تجربه ادبیات، هنر و فلسفه را به زندگی روزمره و عادی نمیبرد تا احساسات مردمی عادی را دگرگون کند، بلکه با زندگی روزمره و فضاهای پیش پاافتاده به آثار بزرگ فلسفی و هنری بُعدی متفاوت میبخشد و این هنری است که از خود دوباتن الگویی برای مشاهده و درک چیزها میسازد؛ حال میخواهد این چیز ادبیات باشد، یا تجربه یک مردی مجرد بودن در کافهای کوچک. کتاب در باب مشاهده و ادراک را بتازگی نشر نیلا با ترجمه امیر امجد در قطع جیبی چاپ کرده است.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....