هیچ آمار و احتمالی نمیتواند درصد ریسکی که در این بازی نهفته است را توجیه کند. این روزها والیبال ایران خود را در این وضعیت قرار میدهد، آن هم در برابر پیشنهادی که یک تیم روسی به کاپیتان تیم ملی والیبال ایران داده است.
سعید معروفتر از آن است که بخواهیم او را معرفی کنیم. او اگر بهترین پاسور والیبال جهان نباشد که ما میگوییم هست! یکی از برترینهای جهان است. طبیعی است که او پیشنهادهای خوب داشته باشد و تیمهای بزرگ جهان برای به خدمت گرفتن او سر و دست بشکنند. مثل همین پیشنهاد آخری که خبرساز شده است. حالا فرض را بر این بگذاریم که «معروف» آن را رد کند، ما چه چیز به دست میآوریم؟ به نگاه عملی فقط یه مزیت وجود دارد که آن هم بازی کردن او در تیم شهرش است که در بهترین حالت به رضایت هواداران ختم میشود، اما حضور معروف در لیگ روسیه باعث میشود که آن پل ارتباطی میان والیبال ایران و جهان که زمانی با حضور والیبالیستهایی چون بهنام محمودی در ایتالیا ساخته شده بود، دوباره ترمیم شود.
این همان راهی است که میتواند علاوه بر مزایای مالی، راهی برای ارتقای علمی والیبال ایران شود و... . حضور معروف در لیگهای معتبر را تنها میتوان با حضور علی دایی در بایرنمونیخ مقایسه کرد. آن روزها ما یک سفیر خوب در سطح اول باشگاهی جهان داشتیم و امروز هم معروف میتواند همان سفیر خوب باشد، سفیری نه برای ورزش که حتی در شناساندن جنبههای فرهنگی و ورزشی. هرچند که یادمان باشد که این تصمیم شخصی برای سعید معروف است و کاپیتان والیبال ایران بهتر از هر کسی میداند که صلاحش در این میان رفتن است یا ماندن.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش