بر سر فروش یک متر پارچه حریر میان دو بزاز گفتوگو و نزاع شد و طرفین به جان هم افتادند و یکی از بزازها با دندان گوش دیگری را از بیخ کند.
دو دختر خانم محصل که کتاب و کیف در دست داشتند، بعدازظهر دیروز وارد کوچه مهران شدند و به طرف بساط بزازی که پارچههای حریر داشت رفتند. یکی از دخترخانمها در حالی که با دست پارچه را امتحان میکرد، قیمت آن را از صاحب بزازی پرسید.
جوان خندید و گفت: خانم این پارچه حریر انگلیسی است و متری 35 ریال خریدهام و 5 ریال استفاده میخواهم. ناگهان همکار او که بساطش را در کنار بساط بزاز اولی چیده و مواظب آنها بود، در حالیکه با دست اشاره به دو دختر خانم محصل میکرد آنها را به طرف خود خواند و گفت: خانم تشریف بیاورید اینجا من هم دارم، بیایید ببرید من ده ریال ارزانتر میدهم.
دو دختر جوان که 10 ریال تفاوت نرخ دیدند به طرف بساط بزاز دومی رفتند و سه متر حریر خریده و پی کار خود رفتند. بعد از رفتن مشتریها میان دو بزاز گفتوگو در گرفت و سرانجام گفتوگو و بگو مگوی آنها به نزاع کشید و در شلوغی جمعیت به جان هم افتادند.
حمید، محمود همکار خود را به زمین کوبید و گوش چپ او را با دندان گاز گرفت، به طوری که لاله گوش محمود کنده شد و خون از محل پارگی بشدت بیرون زد. چند عابر با مشاهده این حال آنها را از یکدیگر جدا و محمود را که مجروح شده بود به بیمارستان سینا منتقل کردند. حمید نیز در این گیر و دار از شلوغی جمعیت استفاده کرد و پس از اینکه بساط خود را به یکی از دوستانش سپرد، متواری شد.
محمود در بیمارستان بلافاصله به اطاق عمل منتقل شد و چون امکان بخیه زدن گوش موجود نبود ناچار محل زخم را پزشکان پانسمان کردند و لاله گوش محمود در شیشه الکل انداخته شد تا از آن برای تدریس و آزمایش دانشجویان استفاده شود، جریان از طریق بیمارستان به کلانتری 2 اطلاع داده شد و پاسبانی برای بازجویی در بیمارستان حضور یافت.
محمود در بازجویی اظهار کرد: من به هیچ وجه رضایت نمیدهم، زیرا عمل حمید نقص عضو است. گوش من برایم بیش از یک میلیون تومان ارزش داشت. فعلا حمید متواری است و ماموران کلانتری نتوانستهاند او را پیدا کنند.