عقربههای ساعت 11 را نشان میداد و اداره جنایی شلوغ بود. سروان میری در حال نوشتن گزارش قتل پسر جوان در شکارگاه بود که تلفن همراهش شروع به زنگزدن کرد. مأموران کلانتری 17 تهران بودند و مرگ مشکوکی را اعلام کردند و سروان برای بررسی صحنه باید خود را به آنجا میرساند. خیابانها شلوغ بود و بعد از حدود یکساعت به محل مورد نظر رسید. زن جوان، ساکن یکی از آپارتمانهای مجتمعی 50 واحدی بود. سرباز کلانتری مقابل در ورودی ایستاده بود. کارآگاه خود را معرفی کرد و با راهنمایی او به آپارتمان مورد نظر رفت.
جسد وسط پذیرایی بود. پزشک جنایی در حال معاینه جسد بود و مأموران در حال تحقیق از مردی جوان بودند. آثار بههمریختگی در خانه مشاهده نمیشد. وسایل خانه مرتب بود.
کارآگاه سراغ ماموران و مرد جوان رفت. از حرفها و حالتش مشخص بود که همسر زن جوان است. سروان برگه تحقیق را از کیفش بیرون آورد و مرد جوان را به گوشهای از سالن برد تا از او تحقیق کند.
امیر پریشان و مضطرب بود و بریدهبریده حرف میزد.
همسرتان چرا خودکشی کرد؟
مدتی بود که با هم اختلاف داشتیم و او تهدید میکرد خودکشی میکند، اما من هیچوقت حرفهایش را جدی نمیگرفتم. امروز در محل کارم بودم که با من تماس گرفت و گفت میخواهد خودکشی کند، بعد هم تلفن را قطع کرد. چندبار با تلفن همراهش و خانه تماس گرفتم، اما جواب نداد. نگران خود را به خانه رساندم که با جسد حلقآویز او روبهرو شدم.
امروز صبح که سر کار میرفتید درگیری داشتید؟
نه، من هر روز ساعت 6 و 30دقیقه صبح سر کار میروم و آن موقع همسرم خواب است.
جسد را شما پایین آوردید؟
نه، من با دیدن این صحنه شوکه شدم و همسایهها او را پایین آوردند.
دلیل اختلافتان چه بود؟
ناهید مشکل روحی داشت و سر هر موضوع کوچکی دعوا راه میانداخت. این اواخر هم بچه میخواست اما من نمیتوانستم با شرایط روحی او بچهای را وارد زندگی کنم.
این اختلاف باعث خودکشی میشود؟
گفتم که شرایط روحی خوبی نداشت.
صدای شیون زنی فضای خانه را پر کرد. زن میانسال خود را روی جسد انداخت و با گریه از دخترش میخواست که بلند شود. مرد جوانی که همراه این زن وارد آپارتمان شده بود، با مشاهده امیر به سمت او حملهور شد: «آخرش کار خودت را کردی. خواهرم چه گناهی داشت که او را کشتی؟ خودم میکشمت...»
مأمور کلانتری به سمت جوان عصبانی رفت و او را از امیر جدا کرد.
دکتر معایناتش را تمام کرده بود و در حال جمع کردن وسایلش بود. کارآگاه به سوی او رفت.
دکتر، علت مرگ مشخص است؟
رد کبودی روبهبالا روی گردن حکایت از خفگی دارد. آثاری از درگیری روی بدن مشاهده نمیشود. زیر ناخنهای زن جوان آثار پارچهای که با آن حلقآویز شده دیده میشود که زن قصد داشته آن را باز کند.
زمان مرگ مشخص است؟
حدود دو ساعت قبل. البته باید آزمایشهای سمشناسی هم انجام شود.
کارآگاه حرفهای دکتر را در دفترچهاش یادداشت کرد و از مأمور کلانتری خواست همسایههایی که شاهد ماجرا بودند را برای تحقیق به آنجا بیاورد. دقیقهای بعد مأمور همراه مرد جوانی وارد آپارتمان شد. «جناب سروان، این مرد اولین فردی است که در صحنه حاضر شده بود و موضوع را به پلیس اطلاع داد.»
کارآگاه از مرد جوان خواست آنچه را در صحنه حادثه دیده بهطور کامل تعریف کند. مرد همسایه مکث کوتاهی کرد و گفت: من نگهبان شیفت شب هستم. امروز صبح تازه به خانه آمده بودم که صدای فریاد امیر را شنیدم. سریع خودم را به آپارتمان آنها رساندم. جسد ناهید از لوستر آویزان بود و روی زمین صندلی واژگونی قرار داشت. سریع از آشپزخانه چاقویی برداشتم و پارچهای را که با آن ناهید حلقآویز شده بود، بریدیم و با کمک امیر جسد را پایین آوردیم.
جسد با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و سروان برای بازکردن گره معمای این پرونده سراغ مادر ناهید رفت. زن میانسال فقط گریه میکرد و بیقرار دخترش بود. کارآگاه او را آرام کرد و خواست به پرسشهای او بهطور کامل پاسخ دهد.
دلیل اختلاف دختر و دامادتان چه بود؟
امیر مرد رفیقبازی بود و همیشه بر سر این موضوع با هم درگیری داشتند. او توجهی به دخترم نداشت و وقتش را بیرون از خانه میگذراند.
دخترتان ناراحتی روحی داشت؟
نه، اما رفتارهای شوهرش او را افسرده کرده بود.
تا به حال درباره خودکشی حرف زده بود؟
نه، این حرفهای دروغ امیر است تا از مجازات قتل دخترم فرار کند. او برای اینکه مهریه ندهد دخترم را کشت، حالا هم از او شکایت دارم.
پس از تحقیقات اولیه، کارآگاه گزارش خود را به بازپرس جنایی داد و قاضی برای تحقیقات بیشتر دستور بازداشت امیر را صادر کرد.
سروان صبح فردا وقتی به اداره رفت دوباره از امیر بازجویی کرد. مرد جوان همان ادعاهای قبلی خود را تکرار کرد. سروان پس از بررسی پرونده دستور آزادی امیر را از قاضی گرفت و در گزارش خود مرگ ناهید را خودکشی اعلام کرد.
وحید شکری
پاسخ معمای پلیسی
سروان با اشاره به دو دلیل زیر رضا را به عنوان قاتل معرفی کرد.
1ـ قاتل مدعی بود مقتول را ساعت 7 و 30 دقیقه دیده اما براساس گزارش پزشکی قانونی زمان قتل ساعت 7 بوده است.
2ـ رضا ادعا کرد فردی سوار موتورسیکلت بوده و براساس ادعای او قاتل باید از سمت چپ شلیک میکرد اما گلوله از سمت راست شلیک شده بود و با توجه به سالم بودن شیشههای خودرو، قاتل داخل خودرو نشسته و گلوله را شلیک کرده است.
در مسابقه این هفته 984 نفر از خوانندگان شرکت کردند که 431 نفر پاسخ صحیح دادهاند. از میان خوانندگانی که پاسخ صحیح دادهاند، آقای نادر داور از تهران به قید قرعه برنده شده است.
از میان نظرات خوانندگان
باسلام. اگه میشه مطالب و حوادت خارجی زیاد باشه و تعداد صفحات بیشتر. 7604...0939
تپش: با تشکر از پیامک شما. اکنون دو صفحه به حوادث خارجی اختصاص یافته که با توجه به محدودیت تعداد صفحات، افزایش صفحات حوادث خارجی فعلا امکانپذیر نیست.
با عرض سلام و احترام به همه خبرنگارانی که در تپش فعالیت دارند. واقعا دستتان درد نکنه، لطفا معمای پلیسیرو طولانی کنین، فرشید اخوان هستم از پارسآباد مغان
تپش: با تشکر از شما خواننده گرامی. طولانی شدن معما رسیدن به پاسخ را سختتر میکند. بهدلیل درخواست تعدادی از خوانندگان سعی شده معماهای پلیسی کوتاه و آسانتر شود.
باسلام، پیشنهاد میکنم حوادث کشور خودمان باشد بهتر است، چون برای جوانان تجربه میشود.
3386 ...0919
تپش: تشکر از پیشنهادتان. در تپش سعی شده حوادث با کمک کارشناسان مورد تحلیل قرار گیرد تا نقش بازدارندگی و عبرتآموزی داشته باشد.
اگر میشه داستانهای خیانت را بیشتر بذارید. تپش دید مرا به همه چی عوض کرد و باعث شده هوشیارتر باشم. سمیرا محمودی
تپش: در ضمیمه تپش سعی شده از تمام معضلات، خطرات و حوادثی که جامعه را تهدید میکند، استفاده شود اما این موضوع با راهکارهای آن در دستور کار همکاران ما در تپش است.
شما خواننده گرامی با اشاره به دو دلیل کارآگاه برای اثبات خودکشی زن جوان میتوانید در مسابقه معمای پلیسی شرکت کنید. پاسخ خود را همراه نام و نام خانوادگی به شماره 300011224 ارسال کنید.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)