افرادی که از لحاظ مالی و فرهنگی در فقر به‌سر می‌برند، بهترین گزینه برای سودجو هستند

بیکاری و فقر، پلی به سوی جرم

زوج جوان به‌دلیل فقر و تنگدستی دست به سرقت مسلحانه زدند؛ قتل پیرمرد همسایه با انگیزه رسیدن به پول بود، نوه‌ای که مادربزرگش را به قتل رساند فقر را دلیل ارتکاب جرم عنوان کرد، مادری سه فرزندش را به‌دلیل فقر و ناتوانی در پرداخت هزینه‌ها با خوراندن سم به آنها کشت، پدری به‌خاطر فقر فرزنداش را به ضرب گلوله به قتل رساند، همه‌روزه در لابه‌لای صفحات حوادث روزنامه‌ها شاهد این‌گونه جرایم به دلیل فقر در جامعه هستیم.
کد خبر: ۷۵۱۸۸۷

از مهم‌ترین معضلاتی که هر جامعه‌ای را تهدید می‌کند، مساله فقر است و بیکاری رابطه مستقیمی با فقر دارد، زیرا اشتغال نداشتن فرد در جامعه به خودی خود موجب فقر می‌شود.

فقر مقوله‌ای است که همواره با نسل‌های مختلف بشر همراه بوده است؛ این پدیده تلخ که یکی از مسائل اساسی و رایج جوامع امروزی را تشکیل می‌دهد، بخش عمده‌ای از مردم دنیا را درگیر خود کرده، دامنه این درگیری ناخواسته تا جایی رسیده که امروزه از آن به عنوان یکی از دلایل ارتکاب جرم یاد می‌شود. نتیجه فقر و فاصله طبقاتی، رشد جرایم اجتماعی بوده است.

دکتر افسانه نیکراد، روان‌شناس و استاد دانشگاه در تبیین رابطه فقر و جرم، فقر فرهنگی را در کنار فقر مادی یکی از مهم‌ترین دلایل ثانویه ارتکاب جرم می‌داند و معتقد است که علاوه بر رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی باید برای رفع فقر فرهنگی گام‌های اساسی برداشت تا از بحران ارتکاب جرم به دلیل فقر فرهنگی جلوگیری شود.

نقش فقر و بیکاری در ارتکاب جرم در جامعه چیست و چه رابطه‌ای با هم دارند؟

از لحاظ روان‌شناسی نمی‌توان گفت ریشه هرجرمی فقر است یا این‌که فقر به خودی خود باعث ارتکاب جرم می‌شود، زیرا در علم روان‌شناسی یک سری رفتارهای اولیه وجود دارد و یک سری رفتار ثانویه، ارتکاب جرم نیز جزو همین دسته است. افرادی که از لحاظ مالی و فرهنگی در فقر به‌سر‌می‌برند همیشه بهترین گزینه برای سوءاستفاده افراد سودجویی هستند که با وعده وعیدهای رنگارنگ آنها را تحت تاثیر شرایط حاکم بر وضع معیشتی و فرهنگیشان قرار می‌دهند و زمینه ارتکاب جرم را برای آنها فراهم می‌کنند، فقر فرهنگی این افراد باعث می‌شود توانمندی استنباط شرایط را نداشته باشند و به دلیل نیازهای مالی و فقر فرهنگی بدون احساس گناه یا پشیمانی دست به ارتکاب جرم بزنند. بیکاری می‌تواند رابطه مستقیمی با ارتکاب جرم در جامعه داشته باشد، زیرا فرد بیکار برای امرار معاش بناچار ممکن است دست به ارتکاب جرمی بزند که این امر لکه ننگی بر هویت شخص و جامعه خواهد بود.

فقر فرهنگی در کنار فقر مادی یکی از مهم‌ترین دلایل ثانویه ارتکاب جرم است و به همان اندازه اهمیت دارد، برای پیشگیری از ارتکاب جرایم مختلف باید علاوه بر رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی برای رفع فقر فرهنگی گام‌های اساسی برداشت تا از بحران ارتکاب جرم به وجود آمده به‌دلیل فقر فرهنگی جلوگیری کرد. بی‌شک فقر در زمره مهم‌ترین معضلات جامعه است که از جایگاه ویژه‌ای در میان دیگر مسائل اجتماعی برخوردار است. ‌فقر انواع مختلفی دارد که در این میان فقر مادی و فقر فرهنگی بیش از نمونه‌های دیگر فقر بر بروز جرم تاثیر می‌گذارد. منظور از فقر فرهنگی، ارزش‌ها و هنجارهای رفتاری است که هر فرد باید در مدت زندگی خود آنها را حفظ و رعایت کند. البته نباید در این میان نقش اعتقادات دینی را نادیده گرفت. افرادی که دارای اعتقادات قوی هستند حتی در صورت بروز مشکلات مالی هم به دلیل این اعتقادات به عنوان عاملی بازدارنده سراغ ارتکاب جرم نمی‌روند.

چرا جامعه افراد مجرم را بعد از پایان دوره محکومیت هم طرد می‌کند؟

فرد مجرم شخصی است که وقتی دوران محکومیت خود را در زندان‌ها یا مراکز بازپروری می‌گذراند، خواه‌ناخواه با افرادی آشنا می‌شود که تحت تاثیر رفتار و کردار آنها قرار می‌گیرد. فرد مجرم بتدریج عزت نفس، اعتماد به‌نفس و خودباوری خود را از دست می‌دهد. این افراد وقتی به محیط جامعه برمی‌گردند نیاز به امنیت و نقش حمایتی خانواده، دوستان و جامعه دارند، اما متاسفانه برخورد جامعه و خانواده با این افراد به بدترین شکل ممکن است و انگ زندانی بودن یا مجرم بودن همیشه همراه ناخواسته این افراد است. برچسب مجرم بودن باعث می‌شود این افراد ناخواسته بخاطر نبود استقبال مناسب و امنیت نداشتن و حمایت جامعه باز هم تنها پناهگاه و تکیه‌گاه خود را در بازگشت به سوی جرم یا افراد مجرم جستجو کنند.

متاسفانه بسیاری از مجرمانی که پس از پایان دوران محکومیت خود به جامعه بازمی‌گردند، شرایط مساعدی برای زندگی پاک و دور از جرم ندارند، از این رو با تصور این‌که جامعه دیگر پذیرای آنان نیست باز هم خود را ناخواسته در شرایط ارتکاب جرم قرار می‌دهند.

چه راهکاری برای این مساله پیشنهاد می‌کنید؟

برای جلوگیری از معضل بازگشت مجرمان به دوران قبل از بازپروری باید قبل از آزادی و بازگشت این افراد به محیط خانواده و جامعه، با خانواده آنها جلسات خانواده‌درمانی برگزار شود تا شرایط پذیرش این افراد در محیط خانواده ایجاد شود. خانواده این افراد باید با افزایش اعتماد به‌نفس و تقویت باورهای آنان شرایط را برای حضور آنان در جامعه فراهم کنند. وجود شغل و جایگاه مناسب و شرایط آموزشی خوب باعث می‌شود این افراد دچار خلأ روحی، عاطفی و اجتماعی نشوند و بتوانند به عنوان افرادی مفید در جامعه فعالیت کنند.

چه قشرهایی بیشتر مرتکب جرم می‌شوند؟

ارتکاب جرم را نمی‌توان متعلق به یک طبقه اجتماعی خاص دانست، اما احتمال ارتکاب جرم در طبقات پایین اجتماع بیش از طبقات متوسط و بالاست و دلیل این اتفاق در وهله اول تمکن مالی قشر بالادست جامعه است که به‌علت وفور نعمت براحتی تمامی امکانات رفاهی را در دسترس دارند و می‌توانند از بهترین مراکز آموزشی تا مجهزترین اماکن تفریحی را در اختیار داشته باشند. این در حالی است که افرادی که جزو قشر پایین‌دست جامعه محسوب می‌شوند به دلیل فقر و نبود امکانات مالی مناسب دچار بحران‌های اساسی در زندگی خود می‌شوند؛ بحران‌هایی که ناخواسته این افراد را به سوی ارتکاب جرم و بزهکاری سوق می‌دهد یا حداقل می‌توان گفت نوع جرم اقشار مختلف متفاوت است.

نقش فقر در قتل‌های آمریکا

از نظر جامعه‌شناسان و جرم شناسان، انحراف و کجروی ناظر به رفتارهای زیر است: رفتار منع شده، رفتار نکوهش شده یا رفتاری که مایه بدنامی است یا موجب مجازات می‌شود.

به عقیده جامعه‌شناسان، انحرافات اجتماعی مانند دزدی، قتل، فساد اخلاقی و... از مساله مهمی به نام فقر برمی‌خیزد. انسان همیشه با احساس نیاز در پی برطرف کردن آن تلاش می‌کند، حال اگر نتواند از راه سالم به خواسته‌هایش برسد، دست به رفتارهای پرخطر می‌زند. فردی که با مشکلی به نام فقر دست و پنجه نرم می‌کند راهی جز ارتکاب جرم برای خود نمی‌بیند. از نظر عموم افراد جامعه، فقر عامل جنایت، سرقت، فحشا و بسیاری از کجروی‌ها در جامعه است. برخی از پژوهش‌ها هم این نظر را تائید می‌کند و فقر را عامل مستقیم ارتکاب جرم می‌داند. از برخی پژوهش‌ها که در آمریکا درباره رابطه میان نرخ جرایم علیه اموال، در سال‌های 1940 تا 1960 و بین خانوارهایی که درآمد آنها از میانگین جامعه پایین‌تر است، این نتیجه به دست آمد که رابطه بین فقر و انحرافات، رابطه‎ای مستقیم است. تحقیقات «لافتین» و «هیل» که به کمک شاخص‌های فقر، از قبیل مرگ و میر کودکان، آموزش و پرورش نامناسب و... صورت گرفت، تائیدکننده همبستگی قوی میان این سنجش و نرخ قتل‌ها در آمریکا بوده است. همچنین تحقیقاتی که در مورد رابطه بیکاری و جرم صورت گرفته، همین یافته‌ها را تائید می‌کند. به عنوان نمونه در یک پژوهش اثبات شد یک درصد افزایش نرخ بیکاری، 5.7 درصد افزایش قتل عمد را به دنبال داشته است. با توجه به این پیش فرض که بیکاری علت فقر و فقر هم عامل جرم و جنایت می‎شود، این نتیجه به دست می‎آید که بین بیکاری و فقر و جرم رابطه مثبت وجود دارد.

علی جزایری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها