در این سریال مردی را میبینیم که به همسرش خیانت میکند، جوانی که برای ازدواج با دختر مورد علاقهاش دست به هر تلاشی میزند، مادرانی که سالها در کنار همسرانشان با خوب و بد آنها ساختهاند، پدرانی که ازدواج فرزندانشان را سخت میگیرند و در مجموع آدمهایی که تعریف متفاوتی از خانواده و البته ازدواج دارند.
در بخشی از سریال دختر یکی از همین خانوادهها با مادرش درباره رفتارهای ناخوشایند نامزدش درددل میکند. دختر اصرار دارد که نامزدش سختگیر و نامهربان است و اگر به رفتارهای مالکانهاش ادامه بدهد، نامزدی آنها به ازدواج منجر نخواهد شد اما درست نقطه مقابل او مادری بسیار سادهگیر قرار دارد که بسیار ساده از کنار رفتارهای هرچند ناخوشایند همسرش عبور و دخترش را به همراهی و مدارا دعوت میکند.
دیالوگ این مادر دختر که چالش بسیاری از مادران و دختران امروز است، نمونه تصویری و دراماتیک از تفاوتهای بین زنان دو نسل جامعه ماست.
زنانی که همواره تحت تاثیر آموزههای تربیتی در همان مسیری قرار داشته و دارند که مادرانشان پیمودهاند و دختران امروز میکوشند از شبیه شدن داستان زندگی خود با مادرانشان فرار کنند تا بتوانند زندگی متفاوتتری را تجربه کنند؛ زندگی تعاملی که مملو از بخشندگی و گذشت یکسویه نباشد.
همین تفاوت دیدگاه با مختصات مردانه درباره پدران و پسران نیز قابل مشاهده است که نمیتوان از یک سریال تلویزیونی توقع داشت به آنها پاسخ بدهد؛ مثلا اینکه زوجهای دیروز به استناد محفوظ ماندن خانواده، مسیر درستی را پیش گرفته بودند یا اینکه زنان قربانیان اصلی تداوم زندگی خانوادگی خود بودهاند؟ دختران و پسران امروز با وجود دانش و معلوماتی که به آن مجهز هستند، در چه مواردی دچار اشتباه میشوند که خانواده دیگر مفهوم گذشته را ندارد.
همه چیز آنجاست تصویری ملموس از خانوادههای ایرانی به نمایش میگذارد، اما آنچه در این سریال میبینیم و سرنوشت شخصیتهای آن به دلیل کارکرد سریال به عنوان یک اثر نمایشی و قصهگو نمیتواند قابل استناد باشد اما بیشک تاثیرگذار خواهد بود.
آذر مهاجر / گروه رادیو و تلویزیون
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)