حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
بچهها هم اجازه داشتند به حیاط قصر رفته و با اسباببازیهای آنجا بازی کنند. یک روز پادشاه متوجه شد که انگشتر زیبایش ناپدید شده است. کلاغ فضول انگشتر را دزدیده و به لانهاش برده بود. مردم شهر و پادشاه از گمشدن انگشتر خیلی ناراحت بودند چون هرکسی آن را پیدا میکرد میتوانست جای پادشاه را بگیرد. آنها میترسیدند که آدم بدی انگشتر را برداشته باشد. مدتی بعد دو دلقک کوتوله برای اجرای نمایش به آن شهر آمدند و...
بچههای عزیز، اگر میخواهید از ادامه ماجرا با خبر شوید این کتاب قشنگ را مطالعه کنید.
نویسنده: شهرام صالحی
ناشر: نیک پی، 1392
قیمت: 1500 تومان
شِلی، گوسفند پشمالو
«فصل پشمچینی است! ولی متاسفانه هنوز نوبت گوسفند جوان شِلی نرسیده است. او تا زمانی که پشمهایش به اندازه کافی بلند شود به گشت و گذار میرود. در طول سفر با حیواناتی برخورد میکند که مدام از پشم او تعریف میکنند. همه آنها میخواستند قدری از پشم قشنگ و گرم و نرم شِلی را داشته باشند، اما هر چه پشم او پرپشتتر و بلندتر میشد او هم مغرورتر و خودپسندتر میشد و با خود میگفت: بخشیدن پشمهای قشنگم به دیگران!؟ هرگز!
به این ترتیب پشمهایش بلند و بلندتر میشود...»
به نظر شما این گوسفند تپلی بالاخره متوجه اشتباهش میشود یا اینکه به کسی کمک نمیکند؟ اگر این کتاب جالب را که همراه آن یک لوح فشرده هم هست بخوانید؛عاقبت او را خواهید فهمید.
نویسنده: کنیستر
مترجم: ماندا نارنجیها و حسام سبحانی طهرانی
ناشر: مبتکران، 1393
قیمت: 6000 تومان
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....