حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
حکایت همان سوزنی است که قبل از جوالدوز زدن به دیگران باید جلوی چشمانمان بگیریم و درد آن را حس کنیم، تا در آیندهای نزدیک مجبور نباشیم که دوباره علامه دهر شویم و معلم اخلاق. باید همین الان به این نتیجه برسیم که من و تو هم مقصریم. هم من، من روزنامهنگار و خبرنگار که در این میان آتشبیار معرکه بودیم و منتظر جرقهای تا آتشی بسازیم.
برای فروش چند نسخه بیشتر و چند کلیک افزونتر، تمام کلماتی که در بطن خود بیاخلاقی، تهمت، توهین و...را پنهان کردهاند، در فضای جامعه پخش کردیم که انگار رسالتی جز این نداریم که فضا را به سوی التهاب سوق دهیم. مایی که در نشستهای خبری، پرسشهای منظوردار پرسیدیم، مقصریم. شاید تقصیر ما به اندازه آنهایی که صاحب کلام هستند، نباشد اما خب این دلیل آن نیست که بیتقصیر نباشیم. کاش برای خودمان هم علامه دهر شویم و معلم اخلاق تا یادمان باشد که گاهی پخش نکردن یک حرف، عین صواب است و راه درست.
تو هم مقصری، توی مخاطب. تویی که برای این مدل حرفها و خبرها، ارزش خبری قائل هستی و از آتشی که ما ساختهایم گرم میشوی. تویی که همواره در این بساط که بساطی نیست، منزل میکنی و از من توقع داری که سلیقهات را در همین سطح نازل نگه دارم. تو هم باید به من اعتراض میکردی که چرا در مقابل تهمتهای کلامی سند نخواستم و آن را بدون دخل و تصرف و حتی گاهی با افزودن پیازداغ در میزان بیش از حد نیاز به تو انتقال دادم. خودت را بیتقصیر ندان عزیزم.
ما همه مقصریم، به اندازه همه آن تیترهای داغ و آتشین که امثال من نوشتند و تو خواندی. شاید به این فضا راضی باشیم و همچنان بخواهیم که در همین شکل ادامه دهیم. اگر این جور است، محبت کنیم و از این پس در صورت رخ دادن اتفاقی مشابه، نه علامه دهر شویم و نه معلم اخلاق.
افشین خماند / دبیر گروه ورزش
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....