کاشف السلطنه از نوادگان فتحعلی شاه قاجار است که اول فروردین 1244ه .ش ، مطابق با 21شوال 1281ه.ق،در تربت حیدریه دیده به جهان گشود.
کد خبر: ۷۳۶۴۶
او در زمان سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به سال 1315ه.ق با سمت وزیر مختاری ایران ، روانه هندوستان شد و پس از ورود به هند، در صدد اطلاع از اسرار چای برآمد و متوجه شد که مشهورترین منطقه هندوستان در کشت چای ، سیلان است که در جنوب هند واقع شده است. وی برای یادگیری علوم و فنون چایکاری و چایسازی ، مزارع کانگرا را برگزید و برای رسیدن به این هدف خود را به عنوان تاجر فرانسوی معرفی کرد و به عنوان عمله در کارخانه های کالمیور که مرکز مزارع کارخانه های کانگراست ، مشغول کار شد. برای رسیدن به این هدف عزمش را جزم کرد و با تمام مشکلات 4هزار اصله از هر نباتی که ویژه آب و هوای هندوستان بود، حمل کرد که 3هزار اصله از آن فقط از نمونه های اقسام چای بود و یکهزار اصله از قبیل قهوه ، دارچین ، فلفل ، میخک ، هل ، انبه ، گنه گنه ، کافور، لاک و ریشه زردچوبه و زنجبیل و... بود. سرانجام با تحمل خطرات و مواجه شدن با مشکلات ، تمام اصله ها را به تهران رساند. این چنین بود که چای در ایران و شهر لاهیجان به بار نشست و کاشف السلطنه ، پدر چای ایران لقب گرفت. مرحوم کاشف السلطنه وصیت کرده بود من هر جا از دنیا رفتم ، مرا در لاهیجان دفن کنید. امروز کمتر کسی است در میان ما که صبح و عصرش با عطر خوش چای و گرمای مطبوع آن عجین نباشد، دعوت به چای قند پهلو از اصطلاحات فرهنگ عام ایرانی است. شاید همه ما عادت کرده ایم پیش روی هر مهمانی دست کم یک استکان چای قرار دهیم. کسی نمی داند اگر کاشف السلطنه چایکار این همه سال در گنجینه چای ایرانی و برفراز ردیف بوته های سبز لاهیجانی نیارمیده بود، آیا باز هم بوی چای مثل حالا عطر آشنای خانه های ما بود؛ سابقه و تاریخ کشت چای شاید برای کمتر کسی از ما چندان مهم باشد، که اگر هم مهم بود، اینچنین راحت چای طبیعی و خالص ایرانی در زنبیل های چای چایکاران و در حیاط کارخانه هایی با ظرفیت محدود پلاسیده نمی شد تا در عوض دیوارهای بی دروازه شرق و غرب روی چای فریبنده قاچاق گشوده بماند. یک قرن از نخستین کشت چای توسط کاشف السلطنه می گذرد و امروز نه تنها کسی بر پدر چای ایران صلواتی نمی فرستد و برای تولد چای صد ساله شمعی روشن نمی کند که تابلوهای عریض و طویل تبلیغات پایتخت و بسیاری از شهرهای دیگر از سرزمین مان بر پیشانیشان ، نام پر زرق و برق چای های خارجی را نوشته اند. راستی آیا می رسد آن روز که قصه تلخ و دنباله دار کشت بومی از چای گرفته تا برنج و هزاران محصول دیگر، سرانجامی خوش تر از اینها بیابد؛! با همه این تفاسیر و مشکلات برای ثمر رسیدن چای ، متاسفانه به دلیل مشکلات فراوانی که به بعضی از آنها اشاره می شود، این صنعت عظیم رنگ کهنگی به خود می گیرد: نبود جاده های دسترسی مناسب به جهت نگهداری ، برداشت و انتقال چای :
شاید به این نکته واقف باشید که عمده ترین باغهای چای با توجه به موقعیت اقلیمی در مکان های شیب و در پای کوهها به بار نشسته است و مسیرهای دسترسی به آنها با وسایل نقلیه بسیار مشکل است و این مسیرها یا دست ساز هستند و یا یک جاده ساده و با شن ریزی مختصر که با گذشت زمان و جاری شدن سیلهای متعدد در فصول سال و نداشتن کانال های انتقال آب و پلهای ارتباطی شکل جاده بودن خود را از دست داده اند و این عامل سبب خستگی کشاورزان در این دنیای ماشینی می شود و فاصله جدایی بین کشاورز و صنعت چای رفته رفته در حال افزایش است. ناآشنایی چایکاران از نحوه نگهداری و برداشت چای :
عمده ترین افراد حاشیه نشین که شغل اصلی آنها چایکاری است ، از این علم بی بهره اند و فقط براساس اصول غلط تجربی که کسب کرده اند، عمل می کنند و این عامل سبب بهره وری ضعیف و کاهش طول عمر چای شده و باید در این مورد اندیشید و راهکارهای مناسبی ارائه کرد که شاید این معضل اصلی حل شود. تقسیم بندی باغهای چای به جزئهای کوچک تر برای فرزندان :
طبق سنت ایرانیان ، رسیدن ارثیه از پدر و مادر به فرزندان که یک جزئ مردم این خطه باغ چای است ، با گذشت زمان با ثابت بودن سطح کلی باغهای چای و تقسیم بندی به جزئهای کوچک تری که به تنهایی جوابگوی هزینه های زندگی امروزی نبوده (حتی یک زندگی ساده ) و برای جبران این مهم افراد از روستاها به شهرهای کلان مهاجرت کرده اند و به جهت موقعیت شغلی ، عدم دسترسی به دلیل محدودیت زمانی ، افزایش نسبت درآمد سالانه در شهرها و سختی کشاورزی نسبت به شغل فعلی ، سبب افزایش فاصله جدایی و به حال خود رها کردن باغها و رشد علفهای هرز و از بین رفتن آنها شده است. تغییر نوع کاربری :
به دلیل افزایش جمعیت و روی آوردن کشاورزان به شغلهای دیگر و افزایش قیمت زمینها براساس نوع کاربری ، اکثر افراد به فکر تغییر نوع کاربری از چایکاری به باغ مرکبات ، کیوی ، درخت توت (برای پیله ابریشم )، مسکونی ، تجاری و... شده اند که خود سبب کاهش سطوح باغهای چای و از بین رفتن آن خواهد شد. واردات چای از کشورهای دیگر:
به دلیل پر کردن سطح بازار از چای های وارداتی ، چای هایی که نه رنگ و نه طعم طبیعی دارد، فقط به خاطر نوع افزودنی ها به آنها، خاصیت مجازی داده اند و عدم تبلیغات مناسب از رسانه ها در مورد چای ایرانی ، این محصول همچنان ناشناخته مانده است. حمایت نکردن دولت از چای و چایکاران :
به سبب پایین بودن قیمت چای سبز با توجه به موقعیت زندگی امروزه و دیر پرداخت کردن مطالبات چایکاران به عنوان مثال در سال جاری تا به امروز فقط مطالبات نیمه اول اردیبهشت پرداخت شده آن هم زیر 4روز برداشت داشته اند و اکثر افراد هم برداشتی نداشته اند و ضمنا سال گذشته به دلیل خصوصی بودن چای و اجرای غلط برنامه زمانی از مسوولان به لحاظ خصوصی شدن چای ، لطمه بزرگی به چایکاران وارد شد و تا کنون هم بخش عمده ای از مطالبات سال گذشته پرداخت نشده است. با وجود این یک کشاورز چقدر درآمد دارد تا با این همه مشکلات تورم دست و پنجه نرم کند و حتی هیچ دولتمردی هم پاسخگو نباشد و عوامل دیگری چون نبودن قطعات و وسایل مکانیکی برای نگهداری بوته های چای (هرس )، جاده مناسب برای دسترسی و... برای از بین بردن آن دست به دست هم داده اند. آیا کسی به فکرش هست ؛! عدم همخوانی درآمد چایکاران با هزینه های امروزی :
این مساله عمده ترین مشکل چایکاران می باشد که سبب شده اولا بیشتر افراد به حاشیه شهرها کوچ کنند و به شغل دیگری روی آورند. ثانیا بی رغبت نسبت به نگهداری چای باشند. ثالثا نوع کاربری اراضی را عوض کنند. نتیجه می گیریم اگر دولت مستقیم وارد عمل نشود و زیربنایی برای این کار طرح نکند و راه حل هایی برای مشکلات چایکاران که در بالا ذکر شد، نیندیشد، نباید بیش از این انتظار داشته باشیم.